راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٧ - فصل دلايل وجوب عصمت امام
اعتراف كردهاند بزرگان صحابه و مشاهير آنها كه تنها مىتوان به آنها اعتنا و اعتماد كرد شركت نداشتهاند، مانند علىّ بن ابى طالب صاحب اين حقّ و خاندانش، عموى او عبّاس و فرزندانش، سلمان، ابوذّر، مقداد، عمّار، حذيفه، ابو بريده اسلمى، ابىّ بن كعب، خزيمة بن ثابت ذو الشّهادتين، ابو الهيثم بن تيهّان، سهل بن حنيف، عثمان بن حنيف، ابو ايّوب انصارى، و گروهى كه از نظر مخالفان معتبرند مانند زبير كه به گمان آنها مژده بهشت به او داده شده است«١٨»، اسامه كه در آن روز فرماندهى سپاهى را داشت كه آنان جزء آن بودند سعد بن عباده رئيس طايفه انصار و فرزندش قيس، خالد بن سعيد، زيد بن ارقم، سعد بن سعيد، بنى حنيفه و جز آنها. از برخى از اينان كه نام برديم پس از گذشت مدّتى با بيم و تهديد بيعت گرفتند، و بعضى هم در مخالفت خود پافشارى كردند، و تا زنده بودند بيعت نكردند. ابن قتيبه«١٩» كه از دانشمندان سنّى است در كتاب خود هيجده تن از كسانى را كه ذكر كرديم نام برده و گفته است: اينان رافضى بودهاند، و اين كه آنها با يكديگر مخالفت و نزاع داشته، و برخى از آنها ريختن خون بعضى ديگر را حلال شمرده، و دستهاى از آنها به وسيله دسته ديگر كشته شدهاند گواه اين مطلب است، و اخبار در اين مورد بسيار است، و بر اهل بينش پوشيده نيست.
غزّالى در كتاب خود به نام سرّ العالمين و كشف الدّارين«٢٠» در مقاله چهارم كه در آن به بررسى امر خلافت پرداخته است پس از بحثها و ذكر اختلافات مربوط به آن چنين مىگويد: «... ليكن حجّت و برهان نقاب از چهره برداشته، و تودههاى انبوه مسلمان بر متن حديث خطبه روز غدير خمّ
«١٨» سنيان همگى زبير را از عشره مبشره به شمار آورده اند (رياض النضره محب الدين طبرى ص ٧و ديگران )
«١٩» در همه نسخه هاى اين كتاب كه در اختيار ماست اين نام به همين صورت آمده و شايد مراد ابن قتيبه دينورى باشد وليكن در كتاب الامامه و السياسه و المعارف اين سخنان ديده نشد
«٢٠» سرالعالمين ص ١٥ چاپ تهران