راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٨ - فصل خداوند يگانه است و انبازى ندارد
تباه مىشد.
امير مؤمنان (ع) در وصيّتهاى خويش به فرزندش امام حسن (ع) فرموده است: «و بدان اى پسرك من اگر براى خدا شريكى وجود داشت، پيامبران او نيز به سوى تو مىآمدند، و آثار سلطنت و قدرت او را مىديدى، و افعال و صفات او را مىشناختى، ليكن خداوند يكتا و يگانه است چنان كه خود خويشتن را بدين صفت توصيف كرده است، در پادشاهى او هيچ كس را ياراى نزاع نيست، و سلطنت او هرگز زايل نمىشود.»«٢٨»
شيخ صدوق«٢٩» به سند خود از شريح بن هانى روايت كرده كه گفته است:
يك تن عرب بيابانى در اثناى جنگ جمل در جلو امير مؤمنان (ع) برخاست و گفت: اى امير مؤمنان! آيا مىگويى: خدا يكى است؟ شريح گفت: در اين هنگام مردم بر او هجوم برده گفتند: اى اعرابى آيا نمىبينى امير مؤمنان (ع) فكرش گرفتار چه امورى است؟ امير مؤمنان (ع) فرمود: «او را رها كنيد، زيرا آنچه اين اعرابى مىخواهد همان است كه ما از اين قوم مىخواهيم سپس فرمود:
اى اعرابى! گفتن اين كه خدا يكى مىباشد بر چهار گونه است، دو قسم آنها بر خداوند متعال روا نيست، و دو قسم ديگر درباره خداوند ثابت است آن دو قسمى كه بر خدا روا نيست، اين است كه گوينده بگويد او يكى است، و مقصودش واحد عددى باشد، و اين چيزى است كه جايز نيست، زيرا آنچه دوّمى ندارد در زمره اعداد به شمار نمىآيد، آيا نمىبينى آن كه معتقد باشد خداوند سوّمين اقنوم است كافر شده است. ديگر اين است كه گوينده بگويد: او يكى از مردم است، و منظورش اين باشد كه او يكى از انواع اين جنس است، و اين هرگز در مورد خداوند جايز نيست، چه تشبيه است، و خداوند برتر از اين است كه شبيه چيزى باشد، امّا دو قسمى كه در خداوند ثابت است يكى اين است كه گفته شود:
او يگانهاى است كه در ميان اشيا هيچ مانندى ندارد، همان طورى كه پروردگار
«٢٨» نهج البلاغه نامه ٣١
«٢٩» توحيد صدوق ص ٦٦