راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣٦ - فصل موقعيت اهل بيت (ع) در كتاب خدا
سپس حسن، حسين، علىّ بن الحسين، محمّد بن على است كه در تورات به باقر معروف است، و تو اى جابر او را درك خواهى كرد. و چون او را ديدار كردى از من به او سلام برسان، پس از او جعفر بن محمد الصّادق است، سپس موسى بن جعفر، علىّ بن موسى، محمّد بن على، على بن محمّد، حسن بن على و پس از آنها فرزند حسن بن على است كه نام و كنيه مرا دارد، و حجّت خدا در زمين، و باقى مانده خلفاى او در ميان بندگانش مىباشد، و او كسى است كه خداوند به دست او خاوران و باختران زمين را فتح خواهد كرد. او همان است كه از پيروان و دوستانش غيبت خواهد كرد، و در طول اين غيبت تنها كسى بر عقيده به امامت او ثابت و باقى خواهد ماند كه خداوند قلب او را براى ايمان آزمايش كرده است.
جابر گفت: عرض كردم: اى پيامبر خدا! آيا در غيبت او شيعه از وجودش بهرهمند مىباشد؟ فرمود: آرى به خداوندى كه مرا به پيامبرى برانگيخته است مردم در دوران غيبتش از انوار وجود او كسب روشنى مىكنند، و از دوستىاش بهرهمند مىشوند همان گونه كه از نور خورشيد روشنى مىگيرند و فايده مىبرند هر چند ابر روى خورشيد را پوشانيده باشد. اى جابر! اين از اسرار مكتوم و علم مكنون خداوند است، آن را از غير اهلش پوشيده بدار. جابر بن يزيد گفته است:
جابر بن عبد الله انصارى بر علىّ بن الحسين (ع) وارد شد، ضمن اين كه آن حضرت با وى گفتگو مىكرد ناگهان محمّد بن على الباقر (ع) از نزد زنان بر او وارد شد و او نوجوانى بود كه دو گيسو بر سر داشت، هنگامى كه جابر چشمش بر او افتاد بدنش لرزيد، و مو بر بدنش راست شد، و مدّتى در او خيره شد. سپس به او گفت: اى جوان پيش بيا، پيش آمد. سپس به او گفت: برگرد، او برگشت جابر گفت: به پروردگار كعبه سوگند كه اين همان شمايل پيامبر (ص) است.
سپس برخاست و نزديك او رفت، و به او گفت: اى جوان! نامت چيست؟ جوان فرمود: محمّد، گفت: پسر كيستى، فرمود: پسر على بن الحسين، جابر گفت: اى فرزند جانم فدايت باد تو باقر هستى؟ فرمود: آرى، آنچه را پيامبر خدا (ص) به وسيله تو فرستاده است ابلاغ كن، جابر گفت: اى سرور من پيامبر (ص) به من