راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٢٦ - فصل وصيّتهاى سيّد بن طاووس
فصل: وصيّتهاى سيّد بن طاووس
مرحوم سيّد رضى الدّين على بن طاووس در وصاياى خود به فرزندش گفته است«٢١»: اى فرزندم! هر گاه استاد به نوآموز بگويد براى تو هيچ راهى جهت شناخت خداوند وجود ندارد مگر اين كه درباره جسم و جوهر و عرض و پيدايش آنها، و اين كه حدوث جسم جز به سبب حركت و سكون ثابت نمىشود بينديشى. امّا نوآموز بر حسب فطرت خود نمىتواند بفهمد كه عرضها زايد بر اجسامند، مگر آن كه در اين راه زحمت كشد، و بسيارى از اوقات خود را در تصوّر تعريف جسم و عرض و تحقيق زايد بودن آنها بر اجسام صرف كند. و همه آنچه را مربوط به اين مباحث است اعمّ از معانى و اصطلاحات حفظ كند. و بسا استاد هم در تعريف اين معانى توانايى نداشته باشد، جز اين كه الفاظ معهود و معيّنى را كه اخذ كرده به كار گيرد، و تقريبا مقلّد گوينده آن الفاظ و نقل دهنده آنها باشد، و استدلال كند كه اينها گفتههاى فلان و بهمان است و قول آنها در اين مطالب حجّت است سپس هر گاه نوآموز بتواند از توضيحات استاد خود موضوع زايد بودن حركت در اجسام را درك كند، زيادت سكون بر جسم را نخواهد فهميد، و اين مسأله ظاهرا بالاتر از حدّ فهم مبتديان است. همچنين بسرعت درك نخواهد كرد كه از حدوث حركت و سكون، حدوث جسم لازم مىآيد، بلكه در غالب احوال در وادى درك ادلّه ارباب اين مقالات و تعارض اين ادلّه با شبهات وارده، و نظريّات احتمالى، كوركورانه گام برمىدارد، تا آنگاه كه بر حسب اجتهاد خود ظنّ يا اعتقاد ضعيفى را مرجّح تشخيص دهد در اين هنگام هر گاه با طعن وردّى قوى روبرو شود آن را متوجّه نحوه استدلال و برداشت خود مىكند، و در عقايد خويش دچار ترديد مىگردد، و شايد تا آنگاه كه مرگش فرا رسد احتمال دهد كه عيبجويان و خردهگيرانى پيدا شوند
«٢١» به كشف المحجه كه از تاليفات اوست مراجعه شود