راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٥ - فصل اخبارى كه از طريق خاصّه در شرافت عقل وارد شده است
و نيز كلينى به سند خود«٢٨» از حسن بن جهم روايت كرده كه گفته است:
شنيدم امام رضا (ع) مىفرمود: «دوست هر كسى عقل او و دشمنش جهل اوست.»
غزّالى مىگويد:
بيان حقيقت عقل و اقسام آن
بدان كه مردم در تعريف عقل و اقسام و حقيقت آن دچار اختلاف شده، و اكثر مردم از اين كه واژه عقل بر معانى چندى اطلاق مىشود غافلند، و همين غفلت سبب اختلاف آنها شده است. آنچه بحقّ مىتواند اين ابهام را رفع كند اين است كه عقل واژهاىست كه بالسّويه بر چهار معنا اطلاق مىشود، همچنان كه واژه عين ميان معانى متعدّدى مشترك مىباشد. و آنچه از قبيل اين واژههاست نمىتواند يك تعريف شامل همه معانى مندرج در تحت آنها گردد، بلكه هر يك از معانى آنها به شرحى كه در زير گفته مىشود بايد جداگانه مورد بررسى قرار گيرد: اوّل- اين كه عقل صفتى است كه انسان از ديگر جانوران بدان ممتاز مىشود، و همان چيزى است كه آدمى به وسيله آن براى قبول دانشهاى نظرى و تدابير پنهانى فكرى آمادگى يافته است. حارث محاسبى«٢٩» همين را اراده كرده كه گفته است: عقل غريزهاى است كه به وسيله آن علوم نظرى ادراك و صناعات طرحريزى و اجرا مىشود. و گويا نورى است كه در دل مىتابد، و به وسيله آن دل براى درك اشيا مهيّا مىگردد. و آن كه اين مطلب را انكار كرده، و عقل را به علوم ضرورى مربوط دانسته حقّ انصاف را ادا نكرده است، چه خفته و فاقد علم را به اعتبار وجود همين غريزه با همه بىعلمى عاقل مىدانند. و همان گونه كه حيات غريزهاى است كه به وسيله آن جسم براى حركات اختيارى و ادراكات
«٢٨» كافى ج ١ ص ١١ به شماره ٤
«٢٩» ابو عبدالله حارث بن اسد محاسبى از مشايخ بزرگ صوفيه و اصلا از مردم بصره بوده و به سال ٢٤٣ در بغداد فوت كرده است (طرائق ) م