راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٧ - نشانههاى عالمان آخرت
در آن احاديث پراكنده را جمعآورى و مرتّب كرده است پس از آن كتاب الموطّاء مالك بن انس در مدينه است، و بعد از آن كتاب جامع سفيان ثورى است. سپس در قرن چهارم هجرى كتابهايى در علم كلام پديد آمد، و سعى در مجادله و ابطال مقالات اهل فرق زياد شد، و مردم به كلام و داستان و وعظ راغب شدند، و علم آخرت از آن زمان رو به اضمحلال گذاشت، و پس از آن علم قلوب و بررسى صفات نفس و مكرهاى شيطان از جمله دانشهاى عجيب و غريب به نظر آمد، و همه مردم جز اندكى از آنها از آن روى گردانيدند، و متكلّم مجادلهگر و افسانهسراى مسجّعگوى را عالم ناميدند، و اين امر به سبب آن بود كه شنوندگان آنها افراد عوام و نادان بودند، و علم حقيقى را از غير آن تميز نمىدادند، و بر روش صحابه و علوم آنها آگاهى نداشتند، تا بتوانند تفاوت و جدايى اينها را از آنها بشناسند، از اين رو اطلاق نام عالم بر اين دسته استمرار يافت، و آيندگان از گذشتگان اين لقب را به ارث بردند، و بساط علم آخرت برچيده شد، و ميان علم و كلام جز براى خواصّى از مردم تفاوتى باقى نماند، تا آن جا كه اگر به يكى از اين افراد گفته مىشد كه فلانى عالمتر است يا فلان، پاسخ مىداد: فلانى دانشش بيشتر و فلان علم كلامش زيادتر است، امّا خواصّ فرق ميان علم و قدرت بر كلام و مجادله را درك مىكردند. به همين گونه دين در قرنهاى گذشته رو به ضعف نهاد، و در اين زمان ديگر چه گمانى به آن مىتوان برد، و اينك كار به آن جا رسيده است كه اگر كسى اين وضع را تقبيح و انكار كند او را ديوانه مىدانند.
از اين رو سزاوارتر اين است كه آدمى دم فرو بندد، و به اصلاح خويشتن بپردازد.
١٢- عالم بايد از امور نوپيدا بشدّت دورى جويد،
هر چند قاطبه مردم در مورد آن اتّفاق نظر داشته باشند، و بايد به توافق مردم بر چيزى كه پس از صحابه پديد آمده فريفته نشود، بلكه به بررسى احوال صحابه و رفتار و كردار آنها و اين كه همّت خود را بيشتر در چه كارى مصروف مىداشتند حريص باشد، و بنگرد كه كوشش ايشان بيشتر در تدريس و تصنيف و مناظره و قضاوت و ولايت و توليت اوقاف و وصايا و اموال يتيمان، و معاشرت با حكّام و تعارف در