راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٦ - نشانههاى عالمان آخرت
مردانى بودهاند و ما نيز مردانى هستيم و چون اعتماد بر آنچه از ديگرى شنيده مىشود تقليد به شمار مىآيد و ناپسند است، اعتماد بر كتب و تصانيف به طريق اولى پسنديده نيست، چه كتاب و تصنيف كار تازه و نوآورى است كه در زمان صحابه و اوائل دوران تابعين به هيچ وجه وجود نداشته، و پس از سال ١٢٠ هجرى و وفات همگى صحابه و اكثر تابعين پديد آمده است، بلكه متقدّمان نوشتن احاديث و تصنيف كتاب را ناپسند مىدانستند، براى اين كه مبادا مردم به اين كار مشغول شوند، و از حفظ كردن قرآن و تدبّر و تفكّر در آن باز مانند، و گفتند: از بر كنيد همان گونه كه ما از بر مىكرديم. احمد بن حنبل مالك را به سبب گردآورى الموطّاء سرزنش مىكرد، و به او مىگفت: با انجام دادن كارى كه صحابه نكردهاند بدعت پديد مياور. گفته شده است نخستين كتابى كه در اسلام تصنيف شده كتاب ابن جريح است كه در زمينه اخبار و سنن«١٠٩» بوده و حروف تفسير را نيز مجاهد و عطا و اصحاب ابن عبّاس در مكّه گردآورى كردهاند، پس از آن كتاب معمر بن راشد صنعانى است در يمن كه
«١٠٩» اين گفته خلاف چيزى است كه بزرگان به آن تصريح كرده اند زيرا آنان گروهى از صحابه راداراى مجموعه هايى از حديث دانسته اند براى سلمان فارسى صحابى كتاب حديث جاثليق رومى را ذكر كرده اند كه پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پادشاه روم او را به مدينه فرستاد در اين مورد به فهرست شيخ طوسى مراجعه شود همچنين براى ابوذر غفارى كتاب خطبه را نقل كرده اند كه وقايع پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در آن تشريح شده است براى رافع غلام پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كتاب السنن و الاحكام و القضا يا را ذكركرده اند و نيز نوشته اند امير مومنان على (ع ) داراى كتابى بوده كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم به او املا فرموده و آن حضرت آن را در صحيفه اى به نگارش درآورده و هر حلال وحرامى در آن مذكور بوده است نيز براى امير مومنان (ع ) صحيفه اى در ديات ذكر كرده اند كه آن رابر غلاف شمشير خود آويزان مى كرده و بخارى مطالبى از آن در صحيح خود نقل كرده است همچنين كتاب