راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣٩ - نشانههاى عالمان آخرت
درك كند، و بزرگى قدر آخرت و دوام و صفاى نعيم و جلال دولت آن را بشناسد، و بداند كه دنيا و آخرت ضدّ يكديگر، و مانند دو هوو مىباشند كه اگر يكى را خرسند كنى ديگرى خشمگين مىشود، و يا مانند دو كفّه ترازويند كه اگر يكى را سنگين كنى ديگرى سبك مىشود، و يا مانند مشرق و مغربند، كه اگر رو به سوى مشرق آورى از مغرب دور مىشوى، و يا مانند دو قدحند كه يكى پر و ديگرى تهى باشد، به اندازهاى كه از ظرف پر در تهى مىريزى تا آن را پر كنى ديگرى خالى مىگردد. شكّ نيست كه هر كس حقارت و تيرگيهاى دنيا را نشناسد، و نداند كه لذّتهاى آن با درد و رنج آميخته است، و آنچه از آن صاف و زلال به نظر مىآيد پايدار نيست از خرد تهى است، چه در اين امر مشاهده و تجربه رهنمون ماست، و در اين صورت كسى كه از خرد تهى است چگونه مىتواند از عالمان باشد. و آن كه بزرگى امر آخرت و دوام آن را نداند كافرى است بىايمان، و آن كه فاقد ايمان است چگونه ممكن است از جمله عالمان به حساب آيد. و آن كه نداند دنيا و آخرت در تضادّند، و جمع ميان آنها انديشه نابجايى است، آن فرد نسبت به همه شرايع پيامبران ناآگاه و حتى به اوّل تا آخر قرآن كافر است با اين حال چطور ممكن است چنين كسانى در زمره دانشمندان به شمار آيند. و هر كس همه اين امور را بداند، و آخرت را بر دنيا ترجيح ندهد، آن را براى خود اختيار نكند، بىشكّ اسير شيطان است شهواتش او را به نابودى كشانيده، و شقاوت و بدبختى بر او غلبه يافته است، و كسى كه در اين درجه از جهل و شقاوت باشد چگونه ممكن است از گروه عالمان محسوب گردد.
در اخبار داوود (ع) آمده كه خدا فرموده است: «عالمى كه شهواتش را بر دوستى من برگزيند كمترين كارى كه با او مىكنم اين است كه لذّت مناجات خود را بر او حرام مىسازم. اى داوود! درباره عالمى كه دنيا او را سرمست كرده است از من مپرس، چه اين كار تو را از طريق محبّت من باز مىدارد اين عالمان رهزنان راه بندگانم مىباشند.»«٣٠»
«٣٠» العلل صدوق بحار ج ٢ ص ١٠٧ در آن جا آمده است : (( ميان من و خودت عالمى را كه شيفته دنياست قرار مده كه تو را از راه من باز مى دارد))