راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣٠ - باب پنجم وظايف معلّم و دانشجو
شود بند عوام از او گشوده مىگردد و ممكن نيست او را به قيد خواصّ در آورد، در نتيجه سدّى كه ميان او و گناهان است برداشته مىشود، و به شيطانى سركش مبدّل خواهد شد كه خود و ديگران را هلاك مىكند، از اين رو عوام را نبايد در مسائل دقيق و حقايق علوم وارد كرد، بلكه بايد نسبت به آنها به آموزش عبادات و تعليم امانت در هنر و پيشهاى كه دستاندركار آنند بسنده كرد، و دل آنها را از بيم و اميد به دوزخ و بهشت طبق آنچه قرآن بدان گوياست پر ساخت، و نبايد در آنها شبهه برانگيخت، زيرا بسا اين شبهه بر دل آنها نقش بندد، و زدودن آن مشكل گردد، و در نتيجه دچار شقاوت و هلاكت شوند.
كوتاه سخن اين كه نبايد باب بحث را بر روى عوام باز كرد، زيرا اين امر سبب تعطيل كارها و صناعاتى مىشود كه امور مردم، و دوام زندگى خواصّ و برگزيدگان متّكى به آنهاست.
٨- معلّم بايد به علم خود عمل كند،
و كردارش گفتارش را تكذيب نكند، زيرا علم به بصيرت و چشم دل درك مىشود، و عمل به بصر و چشم سر مشاهده مىگردد، و دارندگان چشم سر بيش از صاحبان بصيرتند، و چون عمل مخالف علم باشد مانع رشد و تكامل مىشود. و اگر كسى چيزى تناول كند، و به مردم بگويد آن را نخوريد كه زهر كشنده است مردم او را ريشخند و به جنون متّهم مىكنند، و حرص آنها در مخالفت با سخن او افزون مىشود، و مىگويند: اگر آن پاكيزهترين و لذيذترين چيزها نبود آن را براى خود برنمىگزيد. معلّم رهنما نسبت به دانشجو مانند نقش نسبت به گل يا چوب نسبت به سايه است گل چگونه ممكن است از چيزى كه در آن نقشى نيست نقش بپذيرد، و يا چوبى كه كج است سايهاش راست و مستقيم باشد. از اين رو گفتهاند:
لا تنه عن خلق و تاتى مثله *** عار عليك اذا فعلت عظيم«٣٤»
«٣٤» از صفتى كه خود مانند آن را مرتكب مى شود نهى مكن اگر اين كار را بكنى ننگ بزرگى دامنگيرتوست