راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٩ - باب پنجم وظايف معلّم و دانشجو
«هر كس دانش سودمندى را كتمان كند، روز رستاخيز در حالى كه لگامى از آتش بر دهان دارد وارد خواهد شد.»«٣١» دانشمند گفت: لگام را بگذار و برو، اگر كسى بيايد كه بفهمد و من از او كتمان كنم بايد مرا لگام كند. در گفتار خداوند متعال كه فرموده است: وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ«٣٢» هشدارى است بر اين كه حبس علم در برابر كسى كه آن را تباه مىكند و براى او زيان دارد اولى و سزاوارتر است، و ستمى كه انسان در دادن مال به غير مستحقّ مىكند كمتر از ستم منع مستحقّ نيست، چنان كه گفته شده است:
و من منح الجهال علما اضاعه *** و من منع المستوجبين فقد ظلم«٣٣»
٧- معلّم بايد به دانشجويى كه از درك برخى مطالب قاصر و دچار نارسايى فكر است مطلبى بگويد كه روشن و در حدّ فكر او باشد،
و نگويد سواى آنچه به او گفته تدقيقات ديگرى است كه آنها را از او دريغ داشته است، چه گفتن اين سخن رغبت او را در شنيدن موضوعى كه روشن و در خور فهم اوست سست مىكند و او را دچار تشويش مىسازد، و گمان مىكند كه نسبت به او تبعيضى صورت گرفته است. زيرا هر كسى گمان مىبرد كه شايستگى آموختن هر علم دقيقى را دارد و هيچ كس يافت نمىشود كه از ميزان درك عقل خود ناراضى باشد، و آن كس كه احمقتر و بىخردتر است نسبت به كمال عقل خود شادمانتر است. به همين سبب گفته مىشود كه اعتقادات فرد عاميى را كه مقيّد به احكام شرع است و اعتقادات رسيده از پيشينيان بىآن كه به تشبيه و تأويل آميخته شده باشد در نفس او راسخ و استوار مىباشد، و نيز رفتارش نيكوست ليكن عقلش بيش از اين توانايى ندارد، نبايد در هم ريخت، بلكه سزاوار است او را به حرفهاى كه دارد واگذاشت، زيرا اگر تأويل ظواهر آيات و اخبار برايش گفته
«٣١» سنن ابن ماجه به شماره ٢٦٤
«٣٢» نساء / ٥: اموال خود را به تصرف بى خردان ندهيد
«٣٣» كسى كه دانش را به نادانان بخشد آن را ضايع ساخته است و كسى كه آن را از مستحقانش دريغ كند ستم كرده است