راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٤ - باب پنجم وظايف معلّم و دانشجو
به اين كه رفاقت مسافران در مسافرت به شهرها سبب ايجاد دوستى و محبّت ميان آنها مىشود، روشن است كه همراهى در سفر به سوى فردوس اعلا چگونه خواهد بود. و چون در به دست آوردن سعادتهاى اخروى هيچ تنگنايى وجود ندارد، از اين رو ميان پويندگان راه آخرت هيچ نزاع و برخوردى نيست، امّا از آن جايى كه در تحصيل سعادتهاى دنيوى فراخى وجود ندارد، ميان دنياطلبان پيوسته برخورد و درگيرى است، و كسانى كه از راه تحصيل علوم، در طلب رياست هستند از مقتضاى آيه: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ«٢٣» پا را فراتر نهاده و مصداق آيه شريفه: الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ«٢٤» شدهاند.
٢- معلّم بايد به صاحب شريعت (ص) اقتدا كند،
و در برابر افاضه علم اجرت نخواهد، و انتظار پاداش و سپاسگزارى نداشته باشد، بلكه براى رضاى خداوند و تقرّب به او آموزش دهد، و اين كار را منّتى از سوى خود بر شاگردان نشمارد، اگر چه آنان بايد اين منّت را بر خود لازم بدانند بلكه بايد معلّم اين فضيلت را از آن شاگردان بداند كه دلهاى خود را پاكيزه كردهاند تا با پاشيدن بذر علم بر آن به خداوند تقرّب جويند. آنها مانند كسى هستند كه زمينى را به تو عاريت مىدهد تا براى خود در آن كشت كنى، در اين صورت سود تو بيش از سود مالك زمين خواهد بود، و از وى منّتى بر گردن توست. در تعليم نيز ثواب و پاداش تو نزد خداوند بيش از كسى است كه به او دانش مىآموزى، و اگر دانش آموز وجود نداشت هرگز به اين ثواب و پاداش نمىرسيدى. بنابراين مزد كار خود را تنها از خداوند بخواه كه فرموده است: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً«٢٥» چه مال و هر چه در دنياست خدمتكار بدن است، و بدن مركبسوارى نفس است، و چون شرافت نفس به سبب علم است، آنها خدمتكار علم مىباشند. كسى كه علم را وسيله كسب مال قرار دهد مانند كسى است كه كف پاى و نعلين خود را بر
«٢٣» حجرات / ١٠: مومنان برادرند
«٢٤» زخرف / ٦٧: دوستان در آنروز دشمن يكديگرند جز پرهيزگاران
«٢٥» انعام / ٩٠: بگو من بر اين رسالت مزدى نمى خواهم