راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٤ - فصل گفتار غزّالى كه فقه از علوم دنياست
رهبر است، و در صدر اسلام تنها آنها فتوا مىدادند، مأمور جانشين اوست، و متكلّف غير از اينهاست و كسى است كه بدون آن كه نيازى باشد عهدهدار فتوا مىشود. پيشينيان از دادن فتوا دورى مىجستند، به گونهاى كه اگر از يكى از آنها مسألهاى پرسش مىشد، او دادن پاسخ را به ديگرى حواله مىكرد. امّا اگر از علم قرآن و چگونگى راه آخرت از آنها مىپرسيدند از دادن جواب شانه خالى نمىكردند. در پارهاى از روايات به جاى متكلّف كه در حديث مذكور است مرايى (ريا كننده) آمده است، چه كسى كه خطر فتوا دادن را بر عهده مىگيرد، بىآن كه او را براى رفع اين نياز تعيين كرده باشند، قصدى جز تحصيل جاه و مال ندارد.
اگر گفته شود: اين سخن چنانچه در احكام حدود و قصاص و ديات و حلّ و فصل دعاوى درست باشد، امّا نسبت به آنچه بخش عبادات اين كتاب اعمّ از روزه و نماز مشتمل بر آن است، همچنين در مورد حلال و حرام كه موضوع بخش معاملات است درست نيست. پاسخ اين است كه بدانى نزديكترين و مقدّمترين اعمال آخرت كه فقيه از آنها سخن مىگويد سه چيز است: اسلام، نماز و حلال و حرام، و چون درباره بالاترين هدف نظر فقيه در اين امور بينديشيم خواهيم ديد.
كه آن از مرز دنيا تجاوز نمىكند، و به آخرت نمىرسد، و چون اين معنا در امور سه گانه مذكور معلوم شود، در غير آنها روشنتر خواهد بود.
امّا اسلام: سخن فقيه در صحّت و فساد و شرايط اسلام يك مسلمان است، و توجّه او تنها به زبان است، و دل از ولايت فقيه بيرون است، چه پيامبر (ص) صاحبان شمشير و ارباب قدرت و سلطنت را از اين ولايت و حاكميّت عزل كرده و به كسى كه شخصى را پس از اداى شهادتين كشته، و عذر آورده بود كه وى از بيم شمشير، اسلام آورده است فرمود: «چرا دلش را نشكافتى؟»«٢٥» بلكه فقيه بر صحّت اسلام كسى كه در زير سايه شمشيرها مسلمان شده است حكم مىكند، با
«٢٥» ابن ابى حاتم به نقل از سدى چنان كه در الدر المنثور است ج ٢ ص ٢٠٠ معناى پرسش عتاب آميز مذكور اين است كه اطلاع بر احوال دل ميسر نيست و بايد به ظاهر بسنده كردم