راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣١ - فصل علم به قرآن منحصر به روايات معصومين (ع) است
اصحاب من در كنار حوض بر من وارد مىشوند به محض اين كه آنان را شناختم از نزد من باز مىگردند. من مىگويم اصحاب من كجايند (در روايتى مصغّر آن اصيحاب ذكر شده است) پاسخ داده مىشود: (اى پيامبر) تو نمىدانى آنها پس از تو چه حوادثى به وجود آوردند.»«١٨»
امير مؤمنان (ع) فرموده است: «اى گروه شيعيان ما، و اى مدّعيان دوستى ما! از اصحاب رأى پرهيز كنيد چه آنان دشمن سنّتهايند، احاديث از چنگ آنها رها شده نمىتوانند آنها را نگه دارند، و سنّت آنان را درمانده كرده قادر نيستند آن را بفهمند، بندگان خدا را به بندگى گرفتهاند، و اموال خدا را دست به دست مىگردانند، مردمان تسليم آنها شده، و مانند سگان از آنها فرمانبردارى مىكنند، با حقّ و اهل آن جدال مىورزند، و مانند امامان بر حقّ خود را نشان مىدهند، در حالى كه از كافرانى (يا نادانهايى) هستند كه لعنت شدهاند، از چيزهايى كه نمىدانند مىپرسند، ليكن به نادانى خود اعتراف نمىكنند. از اين رو با آراى خود به مخالفت با دين برخاستهاند آنان گمراهند، و ديگران را نيز گمراه مىكنند. امّا اگر دين از طريق قياس مىبود مسح باطن پاها از ظاهر آنها سزاوارتر بود.»«١٩»
چون علماى عامّه و تصوّف آنها از شناخت امام، و علم به مسائل حلال و حرام و واجبات و احكام چنان كه بايد، محروم ماندند، به انواع بدعتها و گمراهيها دچار، و در وادى جهل و حيرت سرگردان شدند، به طورى كه بسيار نقل مىشود كه يكى از اين عالمان صوفى با به جا آوردن اعمالى كه هيچ حاصلى براى او نداشته، تا چه حدّ زيادهروى كرده و به خود رنج داده، و بسا در آنچه بر او واجب بوده تقصير كرده است. از اين رو ما بيشتر اقوال و افعال اين عالمان را كه غزّالى در اين كتاب ذكر كرده، و احتياج به دليل دارد ترك كرديم، زيرا در نقل آنها هيچ سودى نبود.
«١٨» صحيح بخارى ج ٨ باب حوض از كتاب دعوت ص ١٤٩
«١٩» بحار مجلسى كتاب العلم باب ١٤ از تفسير منسوب به امام عسكرى (ع )