راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٤ - باب دوّم
موجب الفاظ آنها بلكه بر حسب معانى كه عقل از آنها آگاهى مىدهد، و به سبب آنها دايره فهم گسترش مىيابد، تا آن جا كه از لفظ، مفهوم آن و چيزهايى غير از آن فهميده مىشود، چنان كه از گفتار پيامبر (ص) كه فرموده است: «داور در حال خشم نبايد داورى كند.»«٢» دانسته مىشود كه داور در حال حبس بول، گرسنگى رنجورى، تشنگى، شوق و شهوت زياد و امثال اينها كه او را از انديشه و احتياط در صدور حكم داورى و فيصله دعاوى باز مىدارد نبايد داورى كند.»
مىگويم: اين از ديدگاه ما قياسى نادرست است، و بر اساس اصول ما (شيعه) درست اين بود، كه آيه شريفه: فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ«٣» را مثال مىآورد، زيرا از آن استفاده مىشود كه به طريق اولى زدن و ناسزا گفتن به پدر و مادر نيز ممنوع است.
غزّالى مىگويد: فروع بر دو گونه است: اوّل آنچه مربوط به مصالح دنياست، و فنّ فقه محتوى آن است، و فقيهان عهدهدار آن مىباشند، چه اينان عالمان دنيايند. دوّم آنچه متعلّق به آخرت است، و آن علم احوال قلب و اخلاق نكوهيده و ستوده آن است، و آنچه پسنديده حقّ تعالى و يا ناپسند اوست، و اين همان است كه بخش آخر اين كتاب يعنى دو بخش مهلكات و منجيات عهدهدار بيان آن است، و ديگر علم به تأثيراتى است كه در عبادات و عادات از قلب انسان بر اعضا و جوارح او ظاهر مىشود و بخش اوّل اين كتاب گوياى آنهاست.
٣- مقدّمات: اين علوم به منزله آلات و ادوات علوم شرعى است، مانند علم لغت و نحو كه آلت و وسيله دانستن كتاب خدا و سنّت پيامبرند (ص). اينها ذاتا علوم شرعى به حساب نمىآيند، ليكن به خاطر دين و شرع فراگرفتن آنها لازم شده است، زيرا آيين اسلام به زبان عرب آمده، و هر آيينى ناگزير زبانى دارد، و آموختن آن زبان به منزله ابزارى براى آن آيين است. از ديگر آلات علوم شرعى
«٢» كافى كلينى كتاب قضا باب ادب الحكم
«٣» اسراء/ ٢٣: به آن دو اف نگوييد (يعنى : كمترين اهانتى به آنها روا مداريد)