راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١١١ - فصل شواهد عقلى كه غزّالى ذكر كرده است
چهارم سياست است كه براى ايجاد الفت در اجتماع و كمك در فراهم آوردن وسايل معيشت و نظم امور به كار گرفته مىشود.
٢- يا كارهايى است كه در خدمت صنايع مذكور و آماده كننده آنهاست مانند آهنگرى كه با تهيّه آلات و ادوات مورد لزوم در خدمت كشاورزى و بخشى از صنايع است، و همچون پنبهزنى و ريسندگى كه به بافندگى خدمت مىكند، و موادّ آن را فراهم مىسازد.
٣- يا كارهايى است كه اعمال اصولى را كامل و آراسته مىكند مانند آسيابانى و نانوايى نسبت به برزگرى، و گازرى و دوزندگى نسبت به بافندگى.
«نسبت اين امور به آنچه مايه قوام جهان هستى است مانند نسبت اعضاى بدن به تن آدمى است، چه اجزاى تن سه گونه است: يا اعضاى اصلى و عمدهاند، مانند دل، جگر و مغز، و يا كارگزار آنهايند مانند معده، رگها، شريانها، اعصاب و رودهها و يا مكمّل و زينتبخش آن دو مىباشند، مانند ناخنها، انگشتها و ابروها.
«شريفترين اين امور آنهايى است كه اساس و پايههاى اصلى زندگى آدمى را تشكيل مىدهند، و از ميان آنها سياست كه مايه ايجاد الفت و وسيله اصلاح امور زندگانى مىباشد از همه شريفتر و برتر است، از اين رو لازمه تصدّى امر سياست داشتن كمالاتى است كه وجود آن در ديگر مشاغل شرط و ضرورى نيست، چه كسى كه عهدهدار اين امر است خواه و ناخواه ديگر صاحبان صنايع و مشاغل را به كار مىگيرد. امّا سياستى كه در جهت اصلاح امور مردم، و ارشاد آنها به راه راست است، و مايه رستگارى انسان در دنيا و آخرت مىباشد چهار مرتبه دارد: مرتبه اوّل- كه عالىترين آنها مىباشد سياست پيامبران است كه احكام آنها بر خواصّ و عوام، و در ظاهر و باطن لازم الاجر است.
مرتبه دوّم- سياست خلفا و پادشاهان است كه فرمان آنها بر خواصّ و عوام است، و در ظاهر اجرا مىشود نه در باطن.
مرتبه سوّم- سياست آن دسته از عالمان است كه به خداى عزّ و جلّ و آيين او عالم و آگاه، و وارث پيامبران مىباشند، حكم آنها تنها نسبت به باطن خواصّ