راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١١٠ - فصل شواهد عقلى كه غزّالى ذكر كرده است
دست يافتن به اين سعادت تنها از طريق علم و عمل ميسّر است، و اداى عمل نيز منحصرا منوط به علم و آگاهى به كيفيّت عمل است. بنابراين دانش اساس و سرمايه سعادت دنيا و آخرت است، و بهترين اعمال به شمار مىآيد، و چگونه چنين نباشد و حال آن كه فضيلت هر چيزى به شرافت و برترى ثمره آن شناخته مىشود، و دانستهايم كه ثمره علم رسيدن به قرب پروردگار جهانيان، و پيوستن به فرشتگان و همنشينى با ساكنان عالم بالاست، و اين ثمره علم در آخرت است.
امّا نتيجه آن در دنيا عزّت و وقار، و نفوذ كلام در پادشاهان، و ملازمت نفوس بر تعظيم و احترام آنهاست، تا آن حدّ كه طبيعت تركهاى نادان و عربهاى گستاخ بر توقير و احترام پيران و سالخوردگانشان سرشته شده است، و آن به سبب اين است كه سالخوردگان از دانشى كه حاصل تجربههاى آنهاست برخوردارند، بلكه چهارپايان به مقتضاى طبيعت خود نسبت به انسان احترام و فروتنى مىكنند، چون احساس مىكنند او داراى كمالى است كه از مرتبه آنها بالاتر است.
«آنچه گفته شد در فضيلت مطلق علم بود، ليكن علوم چنان كه ذكر خواهد شد مختلف و گوناگون است، و ناگزير فضيلت آنها نيز مختلف و متفاوت مىباشد امّا فضيلت تعليم و تعلّم يعنى ياد دادن و ياد گرفتن از آنچه پيش از اين بيان كردهايم روشن شده است، زيرا از جهت اين كه علم بهترين چيزها به شمار مىآيد، فرا گرفتن آن جلب بهترين چيزهاست، و آموزش آن اعطاى نيكوترين اشياست، براى اين كه اهداف و مقاصد مردم همه به دين و دنيا مربوط مىشود و انتظام امور دين نيز بسته به منظّم بودن امور دنياست. چه دنيا كشتزار آخرت است، و نزد كسانى كه آن را وسيلهاى بيش ندانستهاند گذرگاهى است براى رسيدن به قرب حقّ تعالى، و منزلگاه موقّتى است براى آنهايى كه دنيا را وطن قرار ندادهاند. امور دنيا تنها از طريق كارهايى كه آدميان انجام مىدهند سامان مىيابد، و كارها و پيشهها و صنايع آنها نيز از سه نوع بيرون نيست:
١- يا كارهايى است اصولى كه بدون آنها جهان قوام نمىيابد، و اينها چهار چيز است: اوّل كشاورزى كه مايه تأمين خوراك انسان است. دوّم پارچه- بافى كه پوشاك انسان را تأمين مىكند، سوّم بنّايى كه موجب تهيه مسكن است،