روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٦ - ترجمه
دليل ديگر بر اين آن است كه:نظر سبب رؤيت باشد،و شىء سبب نفس خود نباشد،يقولون:لو لا انّي كنت أنظر لما رأيته،اگر نه آن بودى كه مىنگريدم نديدمى او را،اين جمله دليل است بر آنكه نظر دگر باشد و رؤيت دگر.
دليل دگر آن است كه:نظر به«إلى»متعدّى است و رؤيت و نظاير او به نفس خود متعدّى است،يقال:نظرت إليه،و لا يقال:رأيت اليه،انّما يقال:
رأيته و أبصرته و احسسته و آنسته،اين دليل باشد كه موضوع اين لفظ دگر است و موضوع آن ديگر.
دليل ديگر آن است كه رؤيت[٢٣-ر]عطف كنند بر نظر به حرف تعقيب،يقولون:نظرت إليه فرأيته،و چيز [١]را بر نفس خود عطف نكنند،و اگر «نظر»رؤيت بودى به منزلۀ آن بودى كه رأيته فرأيته.
دليل ديگر آن است كه:خداى را-تعالى-رايى گويند و ناظر نگويند، براى آنكه نظر تقليب حدقۀ درست باشد به جهت مرئى طلب رؤيت او را،و اين بر خداى روا نيست.
امّا قوله: وَ لاٰ يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ [٢]...،معنى آن است كه لا يرحمهم.و از اين باب در [٣]هيچ نيست.امّا بيت خبزرزّي [٤]را[ست] [٥]و او از جملۀ شعراى محدّثان است و بغدادى [٦]است،نه عربى است تا به شعر او استدلال كنند بر قرآن.
اگر گويند:چون تأويل مخالفان باطل كردى،تأويل درست چيست آيت را؟گوييم تأويل درست آن است كه:«نظر»به معنى انتظار است،و اين تأويل روايت كردهاند از عبد اللّه عبّاس و حسن و مجاهد و قتاده و ابن جريج و ابو صالح
[١] .آج:خبر.
[٢] .سورۀ آل عمران(٣) آيۀ ٧٧.
[٣] .آج:در او،كا،گا،آد:ندارد.
[٤] .كا،گا،آد:خبز رزّى طبرى.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .كذا:در اساس،آج و ديگر نسخه بدلها:طبرى.