روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٧٣ - ترجمه
كه رسول-عليه السّلام-از جهت وحى مطّلع شده باشد بر آفاتى و امراضى كه آن سال خواست بودن عند طلوع بعض النّجوم.
و«غاسق»در لغت هاجمى باشد به مضرّت كسى كه در جاى شود بر جهت مضرّت.و آنكه گفت:شب است،گفت:براى آنكه در شب سباع و حشرات از جايگاههاى [١]خود بيرون آيند،و هى من طوارق اللّيل.و اصل «غسق»جريان باشد،يقال:غسقت القرحة إذا سال صديدها،و غسقت عينه إذا دمعت.و«غسق»همچنين تاريكى باشد.و قوله: وَقَبَ ،أى دخل و الوقوب، الدّخول.
وَ مِنْ شَرِّ النَّفّٰاثٰاتِ فِي الْعُقَدِ ،و از شرّ زنان دمنده در بندها بر سبيل سحر.
امّا شرّ ايشان و اثر آن ازآنجا باشد كه كسى اعتقاد كند كه آن را اثرى خواهد بودن، از آن اعتقاد ممكن بود كه رنجى به دل او رسد.و امّا چيزى بدهد تا كسى بخورد كه خداى تعالى عادت رانده است كه عند آن [٢]رنجى و بيمارى بدهد [٣]،آنگه [بيايد] [٤]،[٢١٠-پ]و ايهام فگند [٥]كه اين رنج به سحر و فسون و دميدن من است.
و امّا آنچه قصّاص روايت كردند كه دختران لبيد بن أعصم اليهوديّ رسول را-عليه السّلام-جادوى كردند و پارهاى از موى او و دندانهاى چند از شانۀ او بستدند و رشتهاى بگرفتند و يازده گره بر او زدند [٦]و در بعضى چاهها بنهادند در زير سنگى،و رسول از آن بيمار شد و موى او بريزيد [٧]،تا در خواب بديد كه:دو فريشته با يكديگر بگفتند بر بالين او و او مطّلع شد برآن.و اميرالمؤمنين على [٨]را و زبير عوّام را بفرستاد تا بر آوردند و آن بندها بگشاد،و هرگاه كه بندى بگشاد
[١] .كا:جايگاه،آد،گا:جاى.
[٢] .كا:نزد خوردن او.
[٣] .كا،آد:بيمارى به خورندۀ آن رسد.
[٤] .اساس:كلمه در زير وصّالى رفته است،با توجّه به كا،آد افزوده شد.
[٥] .آد:كند.
[٦] .آد:برافگندند.
[٧] .آد:بريخت.
[٨] .آد:و على عليه السّلام.