روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٥٠ - ترجمه
يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثىٰ [١] -الآية.
آنگه گفت:يا اهل مكه!شما را چه گمان است كه من با شما كنم؟ گفتند:آنچه لايق كرم تو باشد.تو برادر مايى و پسر برادر مايى.رسول -عليه السلام-گفت:من امروز شما را آزاد بكردم،از آن روز اهل مكّه را طلقاء خواندند.آنگه اهل مكّه جمع شدند تا رسول را بيعت كنند،و رسول-عليه السلام- در زير صفا بنشست و اميرالمؤمنين علي-عليه السلام-در زير او بنشست و مردم مىآمدند و بيعت مىكردند بر سمع و طاعت.چون مردان بيعت بكردند، زنان آمدند و بيعت كردند-چنان كه ذكر آن برفت در سورۀ الممتحنه.
و صفوان بن اميّه بگريخت تا در دريا به جدّه رود.عمير بن وهب در حقّ او شفاعت كرد.رسول-عليه السلام-او را امان داد و به وثيقه عمامۀ خود بفرستاد بدو.او بازآمد و ايمن نمىبود،آخر او را گفتند:محمّد از آن كريمتر و رحيمتر و حليمتر است [٢].
و [٣]عبد اللّه بن الزّبعرى به نجران گريخت،حسّان [٤]در حقّ او يك بيت مىگفت [٥]،بيشتر نه،و بيت اين است:
لا تعد من رجلا احلّك بغضه
نجران في عيش احذّ لئيم
چون اين بيت به او رسيد،برخاست و بيامد و ايمان آورد،اين بيتها بخواند [٦][٢٠١-پ]:
يا رسول المليك انّ لساني
راتق ما فتقت اذ أنا بور
اذ ابارى الشّيطان في سنن
الغىّ و من مال ميله مثبور
آمن اللّحم و العظام لربّي
ثمّ نفسى [٧]الشّهيد انت النذير
[١] .سورۀ حجرات(٣٩)آيۀ ١٣.
[٢] .آج+بيامد.
[٣] .كا،آد،گا:امّا.
[٤] .آد،گا:حسّان بن ثابت.
[٥] .آج:بيت گفت،كا،آد،گا:يك بيت بگفت.
[٦] .آج،آد،گا:بيتها بگفت.
[٧] .كذا:در اساس،آج و ديگر نسخه بدلها،سيرت رسول اللّه(٨٩٦/٢)،قلبى.