روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٧ - ترجمه
و آفريدگار عالم و عالميان او يكى است بىهمتا و انباز.دختر ازآنجا برفت و پدر را خبر داد.فرعون كس فرستاد و او را بخواند،گفت:چه گفتى؟آنچه گفته بود بازگفت.
فرعون گفت:از اين دين بازآى و كافر شو به اين خداى[١١٩-پ]كه مىگويى و الّا تو را عذابى كنم كه جهانيان از آن بازگويند:گفت:من به خداى خود كافر نشوم،تو هرچه خواهى مىكن.بفرمود تا او را به چهار ميخ بدوختند و مار و كژدم بر او گماشت [١]،هيچ رجوع نكرد[و] [٢]بازنيامد.دو كودك داشت، ايشان را بياوردند و گفتند:اگر برنگردى از اين دين،اين كودكان را از [٣]پيش تو بكشيم،آنگه تو را بكشيم.گفت:هرچه خواهى مىكن كه من از دين حقّ برنگردم.كودكان را بياوردند و مهتر را پيش او بكشتند و كهتر طفلى بود شيرخواره.او را بياوردند تا بر سينۀ مادر كشند،آواز داد كه:اى مادر سخت باش در دين خود و هيچ بر مگرد از آن و بر اين بلا صبر كن كه عنقريب با رحمت خداى شويم،و اين برسد و ثواب خداى بنرسد.فرعون بفرمود تا كودك را بكشتند و آنگه مادر را بكشتند،و اين كودك از آن چهار يكى بود كه پيش از وقت سخن گفتند.
آنگه فرعون كس [٤]به طلب شوهر او فرستاد-حزبيل [٥].او بگريخت و در بعضى كوهها پنهان شد.فرعون چند كس را به طلب او فرستاد هر گروهى به رهى برفتند.دو مرد به او رسيدند و او نماز مىكرد و سه صف از سباع و وحوش در قفاى او نماز مىكردند به يك روايت،و به يك روايت پيرامن او صف زده بودند و او نماز مىكرد.چون چنان ديدند،برگشتند تا فرعون را خبر دهند.حزبيل چون
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها:گماشتند،كه براساس مرجّح مىنمايد.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها:در.
[٤] .آج:چند كس را.
[٥] .آج و ديگر نسخه بدلها+از او.