روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٧ - ترجمه
رؤيت بصر،بيان اين تأويل قوله: عَيْنَ الْيَقِينِ ،و قيل:بعين اليقين،و قيل:رؤية تؤدّي إلى اليقين.و«يقين»علمى باشد كه حاصل آيد پس از شك،براى آن خداى را تعالى متيقّن نخوانند،يعنى علمى حاصل آيد ايشان را ضرورى كه با آن شكّى نبود چون به چشم ببينند.
ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ،آنگه بپرسند ايشان را از نعيم.علما در اين [١]بسيار بگفتهاند و در اخبار مرفوعه [٢]آوردهاند.ابو هريره روايت كرد از رسول -عليه السّلام-كه او گفت:اين نعيم،آب سرد است.و رضا-عليه السّلام [٣]-روايت كرد از پدرانش از رسول-عليه السّلام-كه گفت:اين نعيم،رطب است و آب سرد.عبد اللّه عمر گفت:آب سرد است در تابستان گرم.أنس روايت كرد كه:
رسول-عليه السّلام-به مهمان [٤]مقداد [٥]رفت،چون[١٧٤-پ]طعام بخورد آبى سرد پيش آورد.رسول-عليه السّلام-آب بازخورد،خوش آمد او را،گفت:
ما أبردها على الكبد ،چه سرد است اين آب بر جگر.آنگه گفت:چون يكى از شما خواهد تا خورد،بايد كه جهد كند تا هركدام سردتر باشد،كه آب سرد صفراء را بنشاند و تشنگى ببرد و مرد را بر شكر كردن بعث كند.
ابو حاتم گفت:آب سرد در وقت تشنگى،شكر از ميان جان بيرون آرد.مالك دينار گفت:مردى به نزديك حسن بصرى آمد و گفت:ما را همسايهاى هست [٦]،پالوده نمىخورد،مىگويد:به شكر آن قيام نتوانم كردن.گفت:جاهل است،او نمىداند كه خدا را بر ما نعمت به آب سرد بيشتر است به آنكه به جمله حلواها.
ابو هريره روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:در اين آيت هركه را نان گندمين باشد و آب سرد و سايهاى كه در او نشيند،اين سه چيز از آن
[١] .آد،گا+سخن.
[٢] .كا:مرفوع.
[٣] .آج:امام رضا عليه التّحية و الدّعاء.
[٤] .آج:مهمانى.
[٥] .آج:مقداد بن اسود.
[٦] .آد،گا:پالوده.