روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٤ - ترجمه
سعيد بن جبير گفت از عبد اللّه عبّاس كه او گفت:من در حجره نشسته بودم،مردى بيامد و مرا پرسيد از«عاديات».من گفتم:اسپان باشند كه به غزا روند و به شب با قبيله آيند.ازآنجا برفت.
اميرالمؤمنين على در زير سقايه زمزم نشسته بود.از او بپرسيد.او گفت:از كسى پرسيدى؟گفت:آرى،از عبد اللّه عبّاس.گفت:چه گفت؟مرد گفت كه او گفت:اسپان غازيان باشند.گفت:برو و او را پيش من خوان.مرد بيامد،مرا گفت:على ابو طالب تو را مىخواند،من برخاستم و پيش او رفتم.او مرا گفت:
چرا فتوى مىكنى به چيزى كه ندانى!نمىدانى كه اين آيت در اوّل غزايى آمد كه بود در اسلام،و آن غزات بدر بود كه در ميان ما دو اسپ بيش نبود:يكى از آن مقداد اسود،و يكى از آن زبير.و دو اسپ«عاديات»نباشد،إنّما مراد شتران حاجيانند كه از عرفات به مزدلفه شوند و از مزدلفه به منا [١]و عبد اللّه عبّاس گفت:
من از قول خود بازآمدم و با قول على بن ابي طالب شدم،و اين قول عبد اللّه مسعود است و عبيد عمير و محمّد كعب و سدّى،و آنان كه اين قول گفتند، [گفتند] [٢]:ضبح به معنى ضبع است[١٦٩-ر]و آن گردن كشيدن شتر باشد در سير،يقال:ضبحت الإبل و ضبعت إذا مدّت اعناقها فى السّير،و قالت:صفية بنت عبد المطّلب في العاديات الّتى هى الإبل.
اما و العاديات غداة جمع
بايديها اذا سطع [٣]الغبار
و نصب«ضبحا»بر مصدر باشد از فعلى مقدّر،و التّقدير:تضبح ضبحا أو كأنّه ضمّن العاديات [٤]معنى الضّابحات فنصبه بها لأن العاديات قلّ ما
[١] .منا/منى.
[٢] .اساس،آج:ندارد،با توجّه به كا و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .كا،آد،گا:صدع.
[٤] .اساس+ضبح،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.