روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٢ - ترجمه
آن شب نيز [١]طعام بدادند و بر آب تهى روزه گشادند.چون روز چهارم بود، اميرالمؤمنين برخاست و به يكدست دست حسن گرفت و به يكدست دست حسين،و ايشان را آورد به نزديك رسول،و ايشان از ضعف مىلرزيدند.رسول- عليه السلام[٣٤-پ]دلتنگ شد از اين حال،گفت:خيز تا به حجرۀ فاطمه رويم.آمدند و فاطمه-عليها السلام-در محراب شكم با پشت رفته [٢]از گرسنگى.
رسول-عليه السلام-چون چنان ديد گفت:
وا غوثاه بالله أهل بيت محمد يموتون من الجوع. جبريل-عليه السلام-آمد و اين آيات آورد-قوله تعالى:
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ [٣] إلى قوله: إِنَّ هٰذٰا كٰانَ لَكُمْ جَزٰاءً وَ كٰانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً [٤].
ابن مهران گفت:رسول-عليه السلام-چون در نزديك فاطمه شد و او را بپرسيد،چون احوال چنان ديد بگريست و گفت:سه روز است كه شما در اين رنجى [٥]و من بىخبرم از شما.جبريل آمد و اين آيت آورد: إِنَّ الْأَبْرٰارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كٰانَ مِزٰاجُهٰا كٰافُوراً .
عَيْناً يَشْرَبُ بِهٰا عِبٰادُ اللّٰهِ ،گفت:چشمهاى است در سراى رسول،ازآنجا به سراى پيغامبران و اوصيا مىشود [٦]. يُوفُونَ بِالنَّذْرِ ،يعنى على و فاطمه و حسن و حسين و فضّه.
در خبر است از عبد اللّه عبّاس كه:يك روز اهل بهشت در بهشت روشنايى ببينند،چون روشنايى آفتاب،گويند:بار خدايا نه ما را وعده دادى كه:
لاٰ يَرَوْنَ فِيهٰا شَمْساً وَ لاٰ زَمْهَرِيراً .اين نور آفتاب چيست؟حقتعالى گويد:اين آفتاب نيست،على با فاطمه مزاحى كرد،از آن بخنديدند.اين نور دندانهاى ايشان است كه همۀ بهشت از آن منوّر شد.
و اتّفاق اهل قبله است از مخالف و مؤالف كه اين سورت در حقّ على و
[١] .آد،گا+باتّفاق.
[٢] .آد،گا:شكم به پشت باز دوسيده.
[٣] .سورۀ انسان(٧٦) آيۀ ٧.
[٤] .سورۀ انسان(٧٦)آيۀ ٢٢.
[٥] .آج،آد،گا:رنجيد.
[٦] .آج:مىرود،آد،گا:رود.