روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٨ - ترجمه
سرماى سخت موذى باشد،نفى كرد هر دو را از بهشت تا بدانند كه هواى بهشت معتدل باشد،و مرّة الهمدانيّ گفت:زمهرير سرماى برّنده باشد.مقاتل حيّان گفت:برف خورد باشد بهمانند سر سوزن.عبد اللّه مسعود گفت:لونى باشد از عذاب.ثعلب گفت:زمهرير به لغت طى [١]ماه باشد] [٢]يعنى در او آفتاب و ماه نبينند،قال شاعرهم:
و ليلة ظلامها قد اعتكر
قطعتها و الزمهرير ما زهر [٣]
أى لم يطلع القمر.مقاتل گفت:آيات در مردى انصارى آمد كه او طعام داد اين سه كس را:مسكين و يتيم و اسير را،و عامّۀ مفسّران و اهل اخبار جمله گفتند:اين آيات من قوله تعالى: إِنَّ الْأَبْرٰارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ -إلى قوله: وَ كٰانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً [٤]،در [٥]اميرالمؤمنين و فاطمه و حسن و حسين-عليهم السلام- آمد و كنيزكى كه ايشان را بود فضّه نام.
و قصۀ اين آن بود كه:ليث روايت كرد از مجاهد از عبد اللّه عبّاس و اين خبر به چند طريق بياورد ثعلبي مفسّر امام اصحاب الحديث كه:حسن و حسين -عليهما السلام-بيمار شدند.جدّشان محمّد مصطفى-صلى اللّه عليه و على آله-به عيادت ايشان شد با جملۀ صحابه و معروفان عرب.على را گفت:اگر نذرى كنى در حقّ اين فرزندان،و هر نذرى كه آن را وفا نباشد هيچ نبود.
اميرالمؤمنين على گفت:با خداى پذرفتم [٦]كه اگر خداى اينان را شفا دهد،من سه روز روزه دارم به شكر آن،و فاطمه-عليها السلام-گفت:من نيز هم اين نذر كردم،حسن گفت:من نيز هم اين نذر كردم اگر خداى ما را عافيت دهد.حسين گفت:من نيز هم اين نذر كردم اگر خداى حسن را عافيت دهد.فضّه-خادمۀ
[١] .آد+آفتاب و.
[٢] .اساس:تا بدين جا افتادگى دارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .آج:ما ظهر.
[٤] .سورۀ انسان(٧٦)آيۀ ٥ تا ٢٣.
[٥] .كا،آد+حق.
[٦] .كا:پذيرفتم،دا:نذر گرفتم.