روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٦٩ - ترجمه
از صادق [١]-عليه السّلام-روايت كردند كه او گفت:غالبى باشد كه او را غلبه نتوان كردن.ابو هريره گفت:مستغنيى كه خلقان بدو محتاج باشند.مرّة الهمدانيّ گفت:الذي لا يفنى و لا يبلى.حسين بن الفضل گفت:آن بود كه آنچه خواهد كند،كس حكم او بنگرداند.ترمذيّ گفت:الذي لا تدر كه الأبصار و لا تحويه الأفكار و لا تحيط به الأقطار، وَ كُلُّ شَيْءٍ [٢٠٨-پ] عِنْدَهُ بِمِقْدٰارٍ [٢].
بعضى دگر گفتند:«الصمد»پنج حرف است.در هر حرف دليلى است بر صفات كمال او.«الف»دليل احديّت اوست،و«لام»دليل الهيّت و«صاد»از صدق است،و«ميم»از ملك،و«دال»از دوام.
لَمْ يَلِدْ ،او نزاد و ولادت بر او محال است براى آنكه شهوت بر او محال است،كه اين صفات اجسام است و او خالق اجسام است. وَ لَمْ يُولَدْ ،و او از كس نزاد،چه مؤدّى باشد با اين فساد.و نيز اگر مولود باشد،محدث بود.
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ ،و هيچكس با او همتا و همسر نيست.«أحد»، اسم«كان»است-و اگرچه نكره است و روا بود براى آنكه منفى است و حرف نفى در اوست.و«كفوا»خبر«كان»است.و«له»از صلۀ كفو است.و قرّاء در اين لفظ خلاف كردند.حمزه و يعقوب به سكون«فا»خواندند و به همز،و اين روايت عبّاس است از ابو عمرو و روايت اسماعيل از نافع و حفص عن عاصم مشبع خواند بىهمز [٣].و دگر قرّاء مضموم الفاء خواندند به همز [٤]،و همه لغات صحيح[و] [٥]فصيح است،و معنى او مثل و نظير باشد.
و روايت كردند كه:سايلى پرسيد از اميرالمؤمنين على تفسير اين سورت، گفت:
هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ ،بلا تأويل عدد، اَللّٰهُ الصَّمَدُ بلا تبعيض بدد، لَمْ يَلِدْ فيكون موروثا هالكا، وَ لَمْ يُولَدْ فيكون إلها مشاركا، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ من خلقه كُفُواً أَحَدٌ .
[١] .آج:از امام همام صادق.
[٢] .سورۀ رعد(١٣)آيۀ ٨.
[٣] [٤] .آج:همزه.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.