روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦١ - ترجمه
نبودند كافران اهل كتاب از جهودان و ترسايان و از مشركان كه با خداى انباز گيرند و بتپرستند. مُنْفَكِّينَ ،أى زائلين منتهين عن كفر هم،زائل نشدند و بازنايستادند [١]از كفر تا به ايشان آمد حجّت،يعنى بر كفر مصرّ بودند تا آنكه رسول-عليه السلام-به ايشان آمد.
آنگه بدل كرد رسول را از بيّنت و بيان كرد بيّنت را [٢]بدل النكرة من المعرفة كقوله: بِالنّٰاصِيَةِ [٣]، نٰاصِيَةٍ [٤]،و اصل الانفكاك الزوال،يقال:ما انفك فلان يفعل كذا[١٦٣-ر]أى ما زال،و او مطاوع فكاك باشد،يقال:فكّ الشىء إذا فتحه،و منه فكّ الرهن،قال طرفة:
فآليت لا ينفكّ كشحي بطانة
لعضب رقيق الشفرتين مهند
رَسُولٌ مِنَ اللّٰهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً
[٥]
،صفت رسول است گفت:مىخواند بر ايشان صحيفهاى [٦]پاكيزه از باطل و دروغ.
فِيهٰا ،در آن صحيفها. كُتُبٌ قَيِّمَةٌ ،كتابهايى همه مستقيم.
وَ مٰا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ ،گفت:پراگنده نشدند اهل كتاب در حقّ رسول-عليه السلام-و در نبوّت او. إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ ،الّا پس ازآنكه حجّت و بيان به ايشان آمد در كتابهايشان بر صحّت نبوّت او.و معنى تفرّق ايشان آن است كه بعضى به او ايمان آوردند و بعضى كافر شدند،و آيت دليل است بر بطلان قول مجبره كه گفتند:كافران را در اصل كافر آفريدند،براى آنكه خداى گفت:متفرّق نشدند الّا از پس آنكه حجّت به ايشان آمد،و لازم نيايد بر اين آيت كه بيّنت ورود او مفسدت [٧]باشد براى آنكه فساد عند آن [٨]حاصل آيد،
[١] .اساس،آج،كا:نه ايستادند/نايستادند.
[٢] .آج+از.
[٤] [٣] .سورۀ علق(٩٦)آيۀ ١٥ و ١٦.
[٥] .كا،آد،گا+فرستاده از خدا.
[٦] .اساس و ديگر نسخه بدلها:صحيفها/صحيفهها.
[٧] .آج:بيّنت داعى مفسدت.
[٨] .آج و ديگر نسخه بدلها:نزد آن.