روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٥ - فصل پنجم
چشمهاى او بر كندند و او را در بازار بداشته بودند و مردم بر او نظاره شده [١].او خداى را بخواند و در خداى بناليد،و ملك ايشان بر كوشكى نشسته بود و نظارۀ او مىكرد و شماتت مىكردند به او.او خداى را بخواند،خداى تعالى چشم با او داد و گوش و بينى او درست كرد و موى از دستهاى او جدا كرد،او برآن قوم حمله كرد.ايشان از او بگريختند و پراگنده شدند.و كوشك ملك بر چند ستون نهاده بود.دست بكرد و آن ستونى كه جاى [٢]ملك بر بالاى او بود بجنبانيد و بيران كرد [٣]و كوشك فرواوفتاد و ايشان هلاك شدند.اين خبر ثعلبىّ در تفسير آورد- و اللّه اعلم بصحته.
يوسف[١٦٠-پ]ابن مازن الرّاسبى [٤]گفت:چون حسن بن على-عليهما السلام با معاويه صلح كرد،جماعتى زبان ملامت در او دراز كردند و گفتند:روى ما سياه كردى و ما را [٥]ذليل كردى.او گفت:مرا ملامت مكنى [٦]كه مصلحتى به اين تعلّق داشت،و من از رسول-عليه السلام-شنيدم كه گفت:من در خواب ديدم كه جماعتى قرده-أعني بوزنگان-بر منبر من مىرفتند و به زير مىآمدند.چون جبريل آمد،من اين خواب از او بپرسيدم،گفت:بنى اميّه باشند كه از پس تو به ناحق بر منبر تو شوند.من گفتم:يا جبريل!مدّت ملك ايشان چند ماه باشد؟گفت:هزار ماه.من دلتنگ شدم.جبريل آمد و مرا تسلّى داد و: إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ [٧]آورد و: إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ،و فضيلت شب قدر با رسول تقرير كرد و بازنمود كه:شب قدر بهتر است از هزار ماه كه مدّت ملك بنى اميّه باشد.
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها:نظاره مىكردند.
[٢] .آج:خانه.
[٣] .آج:ويران كرد.
[٤] .كا:يوسف بن مازن الرّاسيبى.
[٥] .آج:و كار ما.
[٦] .آج و ديگر نسخه بدلها:مكنيد.
[٧] .سورۀ كوثر(١٠٨)آيۀ ١.