روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢ - ترجمه
تو را هست در آن روز رفتنى دراز.
ياد كن نام خدايت و به آن گريز گريختنى.
خداى مشرق و مغرب، نيست خداى مگر او،بگير او را وكالتكننده.
صبر كن بر آنچه مىگويند،و رها كن ايشان را رها كردنى جميل [١].
و مرا رها كن [٢]دروغ دارندگان خداوندان نعمت،و فروگذار ايشان را اندكى.
نزديك ماست بند گران و آتش افروخته.
و طعامى ناگوارنده و عذاب دردناك.
آن روز بجنبد زمين و كوهها،و كوهها [٣]ريگ روان باشد [٤].
ما فرستاديم به شما پيغمبرى گواه بر شما،چنان كه فرستاديم به فرعون پيغمبرى عاصى شد فرعون در پيغمبر، بگرفتيم او را گرفتنى گران.
چگونه بترسيد اگر كافر شويد آن روزى كه كند كودكان را پير.
آسمان شكافته باشد [٥]به او،باشد وعدۀ او كرده.
[١] .در متن تفسير آورده است:و از ايشان ببر بريدنى نيكو.
[٢] .آج:مرا با،با توجّه به ترجمه عبارت در متن تفسير آورده شد.
[٤] [٣] .دو كلمۀ:«كوهها»و«باشد»با توجّه به ترجمه عبارت در متن تفسير آورده شد.
[٥] .در متن تفسير«شكافته شود»آمده است.