روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨١ - ترجمه
حجاز است خاص.و ابو عبيد [١]گفت:عيسى بن عمر وقف كردى بر«كالوا»و «وزنوا»و«هم»ابتدا كردى [٢]،چنان كه«هم»ضمير مرفوع منفصل باشد بدلا من الضمير المرفوع المتّصل الذي هو الواو،و بر قول اوّل«هم»ضمير[٨٠-ر] منصوب منفصل باشد،آنكه مفعول اوّل بود از«كالوا»،يقال:كلته الطعام.و ابو عبيد [٣]گفت:وجه اوّل اختيار است براى خطّ [٤]مصحف كه اگر«هم»ضمير بودى،بدل از فاعل بايستى از پى هر دو«واو»،«الف»نوشته بودى كه اين را «الف»فصل خوانند براى آنكه فاصل بود ميان [٥]ضمير فاعل و ضمير مفعول، يقال:ضربوهم،بى«الف»چون«هم»ضمير مفعول به باشد [٦]،و ضربوا هم به «الف»چون ضمير،بدل فاعل باشد.
عبد اللّه عبّاس گفت سبب نزول آيت آن بود كه:چون رسول-عليه السلام- به مدينه آمد،اهل مدينه در باب كيل و وزن به غايت خبيث بودند،خداى تعالى اين آيت فرستاد.قرظى گفت:معاملان مدينه مبايعت و تجارت ايشان به شكل قمار بودى به انواع حيلتها كه ايشان را بود،و نامهاى آن به نزديك ايشان«منابذه»و «ملامسه»و«مخاطره»بود.رسول-عليه السلام-به بازار آمد و اين آيات بر ايشان خواند.سدّى گفت:رسول-عليه السلام-به مدينه آمد و مردى بود كنيت او أبو جهينه،دو صاع داشت:يكى زيادت،يكى ناقص.به يكى بستدى و به يكى بدادى.خداى تعالى اين آيات در حقّ او بفرستاد و گفت:واى آنان كه كم سنجند و كم پيمايند!چون به مردمان دهند و چون از ايشان بستانند،تمام بستانند.
عبد اللّه عبّاس روايت كرد از رسول-عليه السلام-كه او گفت:
خمس
[٣] [١] .كا،آد،گا:ابو عبيده.
[٢] .كا،آد،گا:أو وزنوهم ابتدا كردى.
[٤] .آج:حفظ.
[٥] .آج+الف.
[٦] .آج:مفعول نباشد.