روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٣ - ترجمه
مَتٰاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعٰامِكُمْ ،نصب او بر مفعول له است[٦٧-پ]،گفت:تا تمتّع باشد و برخوردارى شما را و چهار پايان شما را،تا اوّل به او انتفاع عاجل [١]برگيرى [٢]به طعام و غذا و خوردن آن و انتفاع آجل به نظر كردن در او تا شما را به علم به صانع رساند و تفكّر كردن در اوّل و آخر،و تا اعتبار گيرى [٣]و بدانى [٤]كه دنيا را محلّى نيست.
سفيان الكلابيّ گفت رسول-عليه السلام-مرا گفت:طعامت [٥]چيست تو را؟گفتم:يا رسول اللّه!گوشت و شير.گفت:آنگه چه شود؟گفتم:يا رسول اللّه!آنچه دانى.گفت:خداى تعالى طعام آدمى را در مدخل و مخرج مثل زد دنيا را به آن،به اوّل نكو و لذيذ باشد و به آخر وحش و منتن.
أبىّ كعب روايت كرد كه رسول-عليه السلام-گفت:خداى تعالى مطعم بنى آدم را مثل زد به دنيا كه آدمى اگرچه طعام خورد مقزّح [٦]مملّح كند،يعنى به افزار و نمك خوش گرداند،عاقبت آن شود كه مىداند،گفت:دنيا به آن ماند.
عبد اللّه عمر وقتى در وعظ مىگفت:چون آدمى در طهارت جاى شود و براز از او جدا شود،فريشتهاى او را از روى اعتبار گويد:يا هذا:اين آن است كه به او بخل مىكردى،بنگر كه چه شده است! فَإِذٰا جٰاءَتِ الصَّاخَّةُ ،آنگه كه آواز [٧]صيحۀ نفح صور برآيد.و براى آن «صاخّه»خواند آن را كه گوشها كر بكند.و گفتند:براى آنكه به همه گوشها برسد بر وجهى هركدام بليغتر.
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ ،آن روز كه بگريزد مرد از برادرش.
وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ ،و مادر و پدرش.
[١] .كذا:در اساس،آج،كا:عامل،ديگر نسخه بدلها:عاجلا.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها:برگيريد.
[٤] .آج و ديگر نسخه بدلها:بدانيد.
[٥] .آج،گا:طعام.
[٦] [٢] .آج و ديگر نسخه بدلها:مفرّح و.
[٧] .كا:كه او را.