روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٨ - ترجمه
گويند:بار خدايا!تو بهتر دانى.گويد:فريشتگان من بر من گواه باشيد كه هركه او را خاموش كند و رضاى او بجويد،من او را راضى كنم روز قيامت.
راوى خبر گويد:تا من اين حديث از رسول بشنيدم،هيچ يتيم را نديدم و الّا بنواختم و دست به سر او فروآوردم و چيزى بدادم او را.و أنس مالك روايت كند كه هركس كه او يتيمى را با خود گيرد و به كار او قيام نمايد،روز قيامت ميان او و ميان دوزخ حجابى پديد آيد،و هركه دست به سر يتيمى فرود آرد،به هر موى كه دست او برآن برود،او را حسنتى [١]بنويسند.
وَ أَمَّا السّٰائِلَ فَلاٰ تَنْهَرْ ،وسايل را نهر و زجر مكن و بانگ بر مزن،يا چيزيش بده يا جوابى نكوش بده و درويشى خود ياد كن.حسن بصرى گفت:به اين سايل،نه سايل مال را خواست،سايل علم را خواست،يعنى طالب علم را زجر مكن.رسول-عليه السلام-گفت:
للسائل حق و ان جاء على فرس ،گفت:
سايل را حقّى هست و اگرچه بر اسپ آيد.و ابو هريرة روايت كرد كه رسول -عليه السلام-گفت:نبايد تا منع كند شما را ازآنكه سايل را چيزى بدهى [٢]آنكه او در دست[١٤٤-ر]وست و نجن [٣]زرّين دارد،و رسول-عليه السلام- گفت:
لو لا ان السؤال يكذبون ما قدس من ردهم ،گفت:اگر نه آنستى كه سايلان دروغ مىگويند،هركه ايشان را ردّ كردى مقدّس نبودى.
ابراهيم أدهم گفت:نيك مردماناند اين سايلان،زاد ما مىبردارند تا به قيامت برند براى ما.هم او گفت:سايل پيك ماست،چون به در سراى ما فراز آيد،چنان است كه مىگويد:چيزى [٤]هست كه من براى شما به قيامت برم؟ وَ أَمّٰا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ،و امّا به نعمت خداى [٥]حديث كن و بازگوى.و
[١] .آج:حسناتى،كا،آد،گا:حسنۀ/حسنهاى.
[٢] .آج:ندهيد،كا،آد،گا:بدهيد.
[٣] .آج:دستورنجن،كا:دستافرنجن،آد،گا:دستفرنجن.
[٥] .آج:خدايت.
[٤] .كا،آد،گا:چيزكى.