روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٧ - ترجمه
آموخت بقوله: وَ عَلَّمَكَ مٰا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ [١].
وَ وَجَدَكَ عٰائِلاً فَأَغْنىٰ ،و تو را درويش يافت توانگر كرد تو را به مال خديجه و به مال غنايم.مقاتل گفت:تو را توانگر كرد به قناعت كه
«القناعة مال لا ينفد و من قنع شبع و من لا يقنع لا يشبع. ابن السميقع خواند:«عيلا»به تشديد،كالطيب و السيد و الميت.و گفتند:درويش نفس بودى تو را توانگردل كرد.بعضى دگر گفتند:عائلا تعول الخلق فاغناك بالقرآن و علمه،تو را يافت كه خلقان عيال تو بودند در علم،تو عيال به آن ايشان بودى تا توانگر كردى به علم قرآن.أخفش گفت: عٰائِلاً ،أى ذا عيال،كقولهم:تامر و لابن،أى ذو تمر و لبن.ابن عطا گفت:يعنى درويش بودى از كتاب و حكمت،توانگر كرد تو را به علم و حكمت.و«كاف»خطاب از اين افعال بيفگند براى استقامت سر آيات،و الّا تقدير تا كلام مبيّن [٢]باشد اين است:فآواك و هداك و اغناك،اين«كافها»بيفگند براى وضوح معنى را كه معنى ملتبس نيست.
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلاٰ تَقْهَرْ ،گفت:يتيم را بازمزن و بر او ستم مكن و يتيمى خود ياد كن.نخعى و شعبي خواندند:«فلا تكهر»به«كاف».و عرب معاقبه كند ميان «قاف»و«كاف»و گفتند:مرا[د] [٣]به«كهر»زجر است،أى لا تزجره.و رسول -عليه السلام-گفت:
أنا و كافل اليتيم كهاتين فى الجنة و أشار بالسبابة و الوسطى ، گفت:من و آنكس كه كفالت يتيم[١٤٣-پ]كند همچنانيم در بهشت كه اين دو انگشت،يعنى انگشت دوم و ميانين،يعنى تفاوت از ميان منزلت ما هم اين قدر باشد.و رسول-عليه السلام-گفت:
إذا بكى اليتيم اهتز العرش لبكائه ،گفت:
چون يتيم بگريد،عرش از گريۀ او بلرزد،خداى تعالى گويد:
ملائكتي ،فريشتگان! كيست اين كه يتيم را مىگرياند كه من پدر او را در طفوليّت او با پيش خود بردم؟
[١] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١١٣.
[٢] .كا،آد،گا:چنين.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.