روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٢ - ترجمه
خواندند:«و لا تحاضون»به فتح«تا»و به«الف»و التقدير:تتحاضون،أى لا يحض بعضكم [١]بعضا،و باقى قرّاء«و لا يحضون»خواندند از بناى ثلاثى من الحضّ و هو الحث،يقال:حض و حث و حرض لمعنى واحد[١٢٢-ر].
و شيزرى از كسائى روايت كرد:«تحاضون»به«تا»ى مضموم از بناى مفاعله به «تا»ى خطاب.
وَ تَأْكُلُونَ التُّرٰاثَ أَكْلاً لَمًّا ،گفت:ميراث مىخورند،يا بر خطاب:ميراث مىخورى [٢]خوردنى مجموع.و اللم،الجمع لم شعثه يلمه لما و الم به إذا نزل به كأنّه إذا نزل به حمله على ان يلم له شيئا يأكله.حسن گفت:معنى آن است كه نصيب خود و نصيب ديگران بخورد.ابن زيد گفت:أكل لمّ [٣]آن باشد كه هرچه يابد فراهم روبد [٤]و بخورد و حلال و حرام نپرسد،مال خود و مال ديگران بخورد.
گفتند:براى آن گفت:خداى تعالى كه ايشان زنان را و كودكان را ميراث ندادندى، گفتندى:ميراث مردان تيغ زن [٥]را باشد،و اين آيت بخواند: يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسٰاءِ قُلِ اللّٰهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ [٦]الآية.
وَ تُحِبُّونَ الْمٰالَ حُبًّا جَمًّا ،أى كثيرا من جمام الماء في الحوض و اجتماعه فيه،و مال دوست مىدارند دوستى بسيار،يعنى دوستى به غايت.
آنگه خبر داد تلهف و تحسّر ايشان،گفت: كَلاّٰ ،يعنى نه چنين بايست كه بودندى،برخلاف اين بايست بودن ايشان را [٧]،آنگه گفت: إِذٰا دُكَّتِ الْأَرْضُ ، چون زمين را خورد كنند. دَكًّا دَكًّا ،أى مرّة بعد اخرى،يكبار پس از ديگر.و الدك و الدق واحد.
[١] .اساس،كا:بعضهم،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها:مىخوريد.
[٣] .آد،گا:و لم.
[٤] .آج:كرد،كا،آد،گا:گيرد.
[٥] .آج:تيغ زنان.
[٦] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٢٧.
[٧] .اساس+گفت،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.