روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٩ - ترجمه
گفت:جاى دل باشد،و آنچه ظاهر است از كلام عرب آن است[١٠٢-ر]كه:
استخوان سينه باشد و يكى را تريبه گويند،قال الشّاعر:
و بدت كأنّ على ترائب نحرها
جمر الغضا في ساعة يتوقد
و قال الآخر:
و الزعفران على ترائبها
شرقا به اللبّات و الصدر
و قال الثقب العبديّ:
و من ذهب لبس على تريب
كلون العاج ليس بذي غصون
إِنَّهُ عَلىٰ رَجْعِهِ لَقٰادِرٌ
،قتاده گفت معنى آن است كه:خداى تعالى قادر است بر اعادت آدمى پس از مرگ [١].عكرمه گفت:يعنى قادر است بر آنكه آب با پشت مرد برد پس ازآنكه از آدمى بيامده باشد.مجاهد گفت:قادر است كه با احليل برد.ضحّاك گفت:يعنى قادر است بر آنكه آدمى را آب گرداند [٢]،چنان كه بود بعد خلقه شخصا سويّا.مقاتل حيّان گفت:يعنى قادر است كه از پيرى با برنايى برد او را و از برنايى با كودكى و از كودكى با نطفه.
ابن زيد گفت:مراد رجع [٣]،حبس است،يعنى قادر است كه آب بازدارد در پشت و رها نكند تا برون آيد.و قريبتر قولى قول قتاده است لدليل الظاهر عليه و لقوله: يَوْمَ تُبْلَى السَّرٰائِرُ ،و نصب او بر ظرف باشد من قوله: عَلىٰ رَجْعِهِ لَقٰادِرٌ ، گفت:قادر است بر اعادت او آن روز كه سرّها آشكارا كنند.قتاده و مقاتل و سفيان گفتند:مراد به«سرائر»خفاياى اعمال است از نماز و روزه و غسل جنابت و وضوى نماز [٤]،چه اگر مرد گويد:روزه دارم،يا نماز كردم و غسل و طهارت كردم-و نكرده باشد-كس نداند جز خداى.دليل اين تأويل حديث عبد اللّه عمر است كه روايت كرد از رسول-عليه السلام-كه او گفت:سه چيز آن است كه هر
[١] .كا،آد،گا:پس ازآنكه نيست شده باشد.
[٢] .آج:خاك گرداند.
[٣] .كا،آد،گا:به رجع.
[٤] .كا،آد،گا:وضو و نماز.