روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢ - ترجمه
بود و روزه داشت [١]وقت روزه گشادن [٢]طعامى كه بود پيش برديم،اين آيت او را ياد آمد [٣]،گفت:طعام بردار [٤].شب ديگر [٥]هم چنين كرد.شب ديگر [٦]ثابت بناني و يزيد ضبّى را بياورديم تا او را شفاعت كردند [٧]تا طعامى [٨]بخورد.
در خبر است كه وقتى اميرالمؤمنين را [٩]عليه السلام-[٤-ر]دندان به درد آمد،و از آن رنجى عظيم مىبود او را،گفت:بار خدايا در پارهاى استخوان اينهمه الم بتوانى آفريدن،تو را با ما دوزخ به چهكار است! إِنَّ لَدَيْنٰا أَنْكٰالاً وَ جَحِيماً، وَ طَعٰاماً ذٰا غُصَّةٍ وَ عَذٰاباً أَلِيماً .
يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبٰالُ وَ كٰانَتِ الْجِبٰالُ كَثِيباً مَهِيلاً ، [١٠]:آن روز كه زمين بجنبد و كوهها پشتۀ ريگ روان شود.و مهيل مفعول هلت عليه التراب باشد،و منه
قول النبي-صلى اللّه عليه و آله و سلم: كيلو الطعام و لا تهيلوا ،أى لا تصبّوا جزافا.
إِنّٰا أَرْسَلْنٰا إِلَيْكُمْ رَسُولاً شٰاهِداً عَلَيْكُمْ الآية،گفت:ما فرستاديم به شما پيغمبرى را تا گواه باشد به شما،چنان كه فرستاديم به فرعون پيغمبرى را و آن موسى بود-عليه السلام.
فَعَصىٰ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ ،فرعون در پيغمبر خود [١١]عاصى شد. فَأَخَذْنٰاهُ أَخْذاً وَبِيلاً ،ما او را بگرفتيم گرفتنى سخت و گران،و منه طعام،و بيل و مستوبل اذا لم يكن مريئا،و منه الوبال،و قالت الخنساء:
لقد اكلت بجيلة يوم لاقت
فوارس مالك اكلا وبيلا
[١] .كا:به روزه بود.
[٢] .آج،كا،گا:وقت افطار.
[٣] .كا:اين آيت برخواند.
[٤] .كا،آد،گا:برداريد.
[٥] .كا،گا+و سيوم.
[٦] .كا:ندارد.
[٧] .كا،آد،گا:تا با او سخن گفتند.
[٨] .كا:تا او طعام.
[٩] .كا:على را.
[١٠] .آج و ديگر نسخه بدلها+گفت.
[١١] .كا،آد،گا:ندارد.