روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٦ - ترجمه
به فتح [١]،و هما لغتان:كالفتوى و الفتيا.
إِذِ انْبَعَثَ أَشْقٰاهٰا ،چون انگيخته شدى شقىترين ايشان،و آن قدار بن سالف بود كه ناقۀ صالح را بكشت،و او مردى بود-على ما جاء فى الأخبار-اشقر موى، ازرق چشم،كوتاهبالا،ملتزق الخلق [٢].و نام مادرش قديره بود.اميرالمؤمنين على -عليه السلام-گفت:چند بار رسول-عليه السلام-مرا گفت:
ان أشقى الأوّلين عاقر النّاقة و أشقى الآخرين من يقتلك، گفت:شقىترين اولينان آن بود كه ناقۀ صالح را[١٣٣-پ]كشت،و شقىترين آخرينان آن باشد كه تو را بكشد.و در خبر هست كه:هروقت كه او را دلتنگ شدى،محاسن به دست گرفتى و گفتى:
ما يمنع أشقاها أن يخضبها من فوقها بدم ،چه گوش مىدارد آن شقىترين امّت و چه منع مىكند او را ازآنكه خضاب كند اين محاسن را از خون اين سر.
فَقٰالَ لَهُمْ رَسُولُ اللّٰهِ ،گفت ايشان را پيغامبر خداى،يعنى صالح-عليه السلام ناقة اللّه،نصب او بر اغراء و تحذير است،يعنى احفظوا ناقة اللّه و راعوها و احذروا عقرها. وَ سُقْيٰاهٰا ،أى سقيها اياكم اللبن [٣]،و دادن او شما را شير،و فعلى از ابنيۀ مصادر [٤]است:كالفتيا و اللقيا،و گفت:سقيا نصيب و شرب باشد من قوله، تعالى: قٰالَ هٰذِهِ نٰاقَةٌ لَهٰا شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ [٥]،يعنى احفظوها و شربها، او را [٦]نگاه دارى [٧]و آن نصيب كه شما[را]هست از شير او يا حذر كنى [٨]از كشتن او،و آن نصيب كه او را هست از آب شما-چنان كه در قصّه رفته است-از [٩]ميان
[١] .آد،گا+طا.
[٢] .كا،آد،گا:با هم رسته.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها:بللبن.
[٤] .اساس:او مبليه،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .سورۀ شعراء(٢٦)آيۀ ١٥٥.
[٦] .اساس:اوّل،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .كا،آد،گا:نگهداريد.
[٨] .آج و ديگر نسخه بدلها:حذر كنيد.
[٩] .كا،آد،گا:آب از.