روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣١ - ترجمه
گفتند:معنى آن است كه نماز بامداد بكن به جمع و شتر بكش و به منا،و بعضى دگر گفتند:اين سورت روز حديبيّه آمد كه رسول را منع كردند از حجّ خانه، خداى تعالى اين سورت فرستاد و گفت:هم اين جا كه هست نماز بكن و قربان بكن و برگرد.
أصبغ بن نباته روايت كرد كه اميرالمؤمنين -عليه السلام-گفت:چون اين سورت آمد،رسول-عليه السلام-گفت:يا جبريل!اين نحيره چيست كه خداى تعالى مرا فرموده است؟گفت:نحيره نيست،خداى تعالى مىفرمايد كه در نماز دست به تكبيرها بردار تا به نحر در تكبير افتتاح و تكبير ركوع و تكبير سجود.و چون سر بردارى از او كه اين نماز ماست و نماز فريشتگان در آسمانهاى هفت.
آنگه گفت:هر چيزى را زينتى هست و زينت نماز دست برداشتن است به تكبيرها.و رسول-عليه السلام-گفت:در نماز دست برداشتن به تكبير از جمله استكانت و خشوع است.آنگه گفت:اين آيت نمىخوانى [١]: فَمَا اسْتَكٰانُوا لِرَبِّهِمْ وَ مٰا يَتَضَرَّعُونَ [٢]؟[١٩٢-پ] و اميرالمؤمنين -عليه السلام-روايت كرد كه رسول-عليه السلام-به تكبيرها دست برداشتى،و مذهب شافعى آن است كه در تكبير افتتاح و تكبير ركوع،و چون به سجده شود اين سه جايگاه دست بردارد.و مذهب ابو حنيفه آن است كه دست برنبايد داشتن،و مذهب اهل البيت آن است كه با هر تكبيرى دست برداشتن،مستحب است.
فراء گفت:معنى آن است كه اقبل بنحرك الى القبلة،نحر خود و گلوگاه خود به قبله آر،يعنى روى به قبله كن.و گفت:مناحره،مقابله باشد،يقال:تناحر القوم إذا تقابلوا بنحورهم،و قال بعض بني اسد:
أبا حاكم ما انت عم مجالد
و سيد اهل الابطح المتناحر
[١] .آج:بخواند،كا،آد،گا:گفت نمىخوانى كه.
[٢] .سورۀ مؤمنون(٢٣)آيۀ ٧٦.