روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٧ - ترجمه
خداى تعالى چنان متضايل و حقير شود كه گنجشكى تا عرش خداى بنايستد [١]جز بر عظمت خداى تعالى.
وَ مٰا هُوَ ،نيست او،يعنى محمّد-صلّى اللّه عليه و على آله عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ ،گفت:او بر غيب متّهم نيست،يعنى بر وحى و آنچه او را برآن اطّلاع مىكنند از علم غيب.حمزه و عاصم و مدنيان و شاميان و زيد بن ثابت و حسن و عبد اللّه عمر و اشهب و اعمش و عبد اللّه عبّاس به روايت مجاهد«ضنين» خواندند به«ضاد»،يعنى بخيل نيست به اين وحى كه بر او انزال مىكنند و علم غيب كه بر او القاء مىكنند بخل نمىكند به آن بر شما،با شما مىگويد و از شما هيچ پوشيده نمىدارد،يقول:ضننت بالشيء أضنّ به ضنّا و ضنّة و ضنانة، فأنا ضنين أى بخيل،قال الشاعر:
اجود بمضنون التّلاد [٢]و إنني
بسرك عمّن سالنى لضنين
و باقى[٧٤-ر]به«ظا»خواندند،و اين قرائت عبد اللّه مسعود است و عبد اللّه زبير و عروة و عمر عبد العزيز،و روايت سعيد جبير از عبد اللّه عبّاس.
معنى [٣]«ظنين»متهم باشد،يقال:فلان يظن بكذا أو يزن،أى يتهم به.و الظنّة التهمة،قال الشّاعر:
اما و كتاب اللّه لا عن شناءة
هجرت و لكنّ الظنين ظنين
و ابو عبيد اين قرائت اختيار كرد،گفت:عرب رسول را به بخل نسبت نكردند،انّما او را بر وحى متّهم داشتند،اين جواب ايشان است و ردّ است بر ايشان،فرّاء و مبرّد گفتند:بظنين،أى بضعيف،من قولهم:بئر ظنون إذا كانت قليلة الماء.
وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطٰانٍ رَجِيمٍ ،و اين قرآن قول ابليس ملعون راندۀ دور كرده نيست.
[١] .اساس و ديگر نسخه بدلها:بنهايستند/بناايسيد.
[٢] .كلمه در اساس به صورت«البلاد»هم خوانده مىشود.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها+و.