روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٧ - ترجمه
و چون تنها را جفت گردانند.
و چون دختران در گور كرده را پرسند كه.
به كدام گناه كشتند او را.
و چون صحيفهها برافلاجند [١].
و چون آسمان درنوردند.
و چون دوزخ را بتابند.
و چون بهشت نزديك كنند.
بداند تنى آنچه حاضر كرده باشد[٦٩-ر].
سوگند نمىخورم به ستارگان بازپسمانده.
روندگان در برجشدگان.
و به شب چون تاريك شود.
و بام چون دم زند.
كه او گفتار پيغامبرى است گرامى.
خداوند قوّت به نزديك خداوند عرش ممكّن.
فرمان برده آنجا استوار.
و نيست صاحب شما ديوانه.
ديد او را به كنارههاى آسمان ظاهر.
و نيست او بر وحى متّهم.
و نيست او گفتار ديوى [٢]رانده.
كجا مىشوى [٣]؟ نيست او الّا يادگارى جهانيان را.
[١] .آج:چون نامههاى عمل باز كرده شود.
[٢] .آج:به گفتارى ديو.
[٣] .آج:پس كجا مىرويد.