روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٣ - ترجمه
من كلّ مجتنب شديد أسره
سلس القياد تخاله مختالا
وَ إِذٰا شِئْنٰا بَدَّلْنٰا أَمْثٰالَهُمْ تَبْدِيلاً
،و اگر ما خواهيم اينان را ببريم و به بدل اينان گروهى دگر را بياريم.
إِنَّ هٰذِهِ تَذْكِرَةٌ ،يعنى اين سورت و اين عظمت[٤٠-ر]يادگارى است.
فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلىٰ رَبِّهِ سَبِيلاً ،هركه خواهد،آن را راهى گيرد و سبيلى سازد از آن به خداى تعالى،و مراد آنكه به رضاى خداى تعالى راهى سازد به فعل طاعات و اجتناب معاصى،و اين دليل باشد بر آنكه مكلّف مخيّر است و عنان اختيار به دست اوست،مجبر نيست چنان كه مجبّران گفتند:
وَ مٰا تَشٰاؤُنَ ،ابو عمرو و ابن كثير به«يا»خواندند على الخبر عن الغائبين،و نخواهند ايشان،و باقى قراء به«تا»ى خطاب،نخواهى [١]شما الّا و خداى تعالى آن را مريد باشد.[معنى آن است كه شما اتّخاذ سبيل به فعل طاعات و اجتناب معصيت نخواهيد الّا و خداى آن را مريد باشد] [٢]مراد اين است،نه آنكه هرچه بنده خواهد خداى خواهد آن را،براى آنكه ما مريد مباحات و قبايح باشيم و خداى تعالى آن را مريد نباشد.براى آنكه ارادت مباح عبث باشد،و ارادت قبيح قبيح،و اين صفت نقص باشد و قديم تعالى به حكمت از آن منزّه است-تعالى علوّا كبيرا.
دگر آنكه مشيّت در آيت از ما و از قديم تعالى مبهم است،معلّق نيست به چيزى معيّن،لابد آن را متعلّقى بايد و تعليق آن كردن به آنچه در آيت است من قوله:
فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلىٰ رَبِّهِ سَبِيلاً ،اولىتر باشد از آنچه تعليق كنند به آنچه[بر] [٣]او دليل نباشد.دگر آنكه خداى تعالى گفت: يُرِيدُ اللّٰهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لاٰ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ [٤]، دگر آنكه گفت: مٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ [٥]،
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها:نخواهيد.
[٢] .اساس،كا،يك سطر افتادگى دارد،با توجّه به آج و آد افزوده شد.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .سورۀ بقره(٢) آيۀ ١٨٥.
[٥] .سوره مائده(٥) آيۀ ٦.