روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩١ - ترجمه
إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنٰا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلاً ،آنگه گفت:ما فرستاديم اين قرآن را بر تو فرستادنى.و اين بر سبيل منّت و تذكير نعمت گفت:عبد اللّه عبّاس گفت:
منّت نهاد به آنكه قرآن مقرون [١]فرستاد آيت از پس آيت و سورت از پس سورت، و بهيكبار نفرستاد تا دشخوار نبود فهم كردن و معنى او ياد گرفتن،كقوله تعالى:
وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النّٰاسِ عَلىٰ مُكْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِيلاً [٢] . آنگه رسول را عليه السلام-بر سبيل[٣٩-ر]تعليم و توقيف و تأديب و تذكير گفت: فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ ،صبر كن بر حكم خداى تعالى.عام است در هر حكمى كه كرد و فرمود،و تكليف به آن متعلّق است. وَ لاٰ تُطِعْ ،و طاعت هيچكس مدار از اين كافران و بزهكاران.و«أو»به معنى«واو»عطف است،التّقدير:و كفورا،كما يقال:
لا ترتكب معصية صغيرة أو كبيرة،معنى آنكه هيچ دو مكن،نه صغيره و نه كبيره.فرّاء گفت:«أو»به معنى«لا»است،يعنى و لا كفورا،كقول الشّاعر:
لا وجد ثكلى كما وجدت و لا
وجد عجول اضلّها ربع
أو وجد شيخ أضلّ ناقته
يوم يوافى [٣]الحجيج فاندفعوا
أراد:و لا وجد شيخ.قتاده گفت:مراد به«آثم كفور»ابو جهل است،و آن آن بود كه چون فرض نماز فروآمد،أبو جهل رسول را نهى كرد از نماز كردن و برآن تهديد كرد او را و گفت:لئن رأيت محمّدا يصلّي لأطأن عنقه،اگر ببينم كه محمّد دگر نماز كند،پاى بر گردن او نهم.خداى تعالى اين آيت فرستاد.
مقاتل گفت: وَ لاٰ تُطِعْ مِنْهُمْ ،طاعت مدار از ايشان،يعنى از مشركان عرب. آثِماً ،يعنى عتبة بن ربيعة [٤]رسول را گفت كه:اگر تو اين براى آن مىكنى كه تو را زنى نكو مىبايد،در همه عرب از دختران من نكوتر كس نيست،يكى را آنكه تو خواهى [٥]به تو دهم بىمهرى،تو از اين كار بازآى،خداى تعالى آيت
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها:مفرّق.
[٢] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧) آيۀ ١٠٦.
[٣] .آج:قوافى،چاپ شعرانى(٣٥٥/١١):ثوى،تفسير قرطبى(١٤٩/١٩):توافى.
[٤] .آج،آد،گا+كه.
[٥] .كا،آد،گا:يكى را كه تو اختيار كنى.