روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٥٦ - ترجمه
و لم يوفوا بنذرهم
فتبّا للّذي صنعوا
و ابو لهب پسر عبد المطّلب بود و نام [١]عبد العزّى بود،و گفتند:نام و كنيت او يكى بود.و گفتند:ابو لهب براى آن خواندند [٢]او را كه روى چون درفش آتش مىتافتى.و در قرائت عبد اللّه مسعود و ابى چنين است كه:تبت يدا أبي لهب و قد تبّ،چنان كه لفظ اوّل بر سبيل دعا عليه باشد،و دوم خبر [٣]،چنان كه گويند:
غفر اللّه له و قد فعل،و چنان كه گفت [٤]:
و هذا دعاء لو سكت كفيته
لأنّي سألت اللّه فيه و قد فعل
و جملۀ قرّاء«أبي لهب»خواندند به فتح«ها»مگر مكّيان كه ايشان «لهب»خواندند به سكون«ها».و در«ذات لهب»خلاف نكردند لموافقة رءوس الآى[٢٠٤-ر].
عبد اللّه عبّاس گفت:چون خداى تعالى قلم بيافريد،وحى كرد به او كه كائنات بنويس،فكتب فيما كتب: تَبَّتْ يَدٰا أَبِي لَهَبٍ ،در جملۀ چيزها بنوشت كه دستهاى ابو لهب خايب و خاسر خواهد بودن. مٰا أَغْنىٰ عَنْهُ مٰالُهُ وَ مٰا كَسَبَ ، گفت:غنا نكند مال او از او و اندوختۀ او از او و سود ندارد او را.
عبد اللّه مسعود گفت:چون رسول-عليه السّلام-ابو لهب را دعوت كرد و تهديد كرد به دوزخ،گفت:اگر چنان كه تو مىگويى و اين حديث راست است، من خويشتن را از دوزخ به مال بازخرم،و خداى تعالى به اين آيت رد كرد بر او و گفت:مال از او هيچ غنا نكند.«ما»نفى است،و گفتند:استفهام است،چه غنا كند!يعنى نكند و معنى يكى باشد.گفتند:اين براى آن گفت كه او مواشى بسيار داشت،و مال به نزديك عرب مواشى باشد.
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها+او.
[٢] .كا،آد،گا:خواندندى.
[٣] .اساس+خبر،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٤] .آد،گا:متنبّى گفت.