روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٧ - ترجمه
استخوانهاى او جمع نخواهيم كردن و زنده كردن آن را پس ازآنكه بمرده باشد [١].
و گفتند:به«عظام»كنايت كرد از جملۀ تن،براى آنكه قوام تن به استخوانهاى باشد،آن چون قالب است و گوشت و پى و پوست بر او پوشيده است.و گفتند:جواب بر وفق سؤال او [٢]آمد،چو [٣]بر لفظ او«عظام»رفت، جواب همچنان آمد،چنان كه ديگرى گفت: مَنْ يُحْيِ الْعِظٰامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ [٤].
آنگه گفت: بَلىٰ قٰادِرِينَ ،آرى در آن حال كه قادر باشيم بر جمع و احياء آن.و نصب او بر حال است،عامل در او فعلى است مقدّر،و تقدير آن است كه:(بلى نجمع عظامه قادرين على أن نسوى بنانه)،قادر باشيم بر آنكه سر انگشتان او راست كنيم.
و ابن أبى عبله خواند [٥]«قادرون»على تقدير:نحن قادرون،و گفتند معنى آن است كه:ما قادريم بر آنكه انگشتان او راست كنيم چنان كه دولّا نتواند كردن كه در او بندگشايى نباشد [٦]،چنان كه دست و پاى چهار پايان [٧]آفريدهايم تا اين تصرّف كه مىكند نتواند [٨]كردن.
بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسٰانُ لِيَفْجُرَ أَمٰامَهُ ،حق[١٩-ر]تعالى گفت:بل اين آدمى كه ذكر او رفت مىخواهد تا فجور كند و ارتكاب معاصى [٩]،پيشتر از روز قيامت براى آن مىپرسد كه قيامت كى خواهد بودن،اين قول حسن است و مجاهد و عكرمه و سدّى.
سعيد جبير گفت:يعنى معصيت پيش مىدارد و توبه بازپس،به معاصى مسرع [١٠]و به توبه مسوّف.ضحّاك گفت:مراد طول امل است،همه اميد در پيش
[١] .آج:پس از مردن.
[٢] .آج:ندارد،كا:آن.
[٣] .آج،آد،گا:چون.
[٤] .سورۀ يس(٣٦)آيۀ ٧٨.
[٥] .آج،آد،گا+بلى.
[٦] .كا:چنان كه در او بندكشان نباشد و دوتا نتواند كردن.
[٧] .آج+را.
[٨] .گا:مىكنند نتوانند.
[٩] .آج:ارتكاب بيشتر،كا،آد،گا+يسأل ايّان يوم القيامة.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+است.