روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٨ - ترجمه
گرفته است و از مرگ هيچ انديشه نمىكند.
عبد اللّه عبّاس،و ابن زيد گفتند:مراد به«فجور»تكذيب است،يعنى مىخواهد [١]كه دروغ دارد آن را كه در پيش اوست از بعث و نشور و حساب و كتاب و ثواب و عقاب.
ابن كيسان گفت:مراد به«فجور»ظهور است،يعنى مىخواهد [٢]تا احوال قيامت ظاهر شود او را در دنيا تا آنچه از آن به خبر مىشنود معاينه ببيند.
سدّى گفت:مراد ظلم است تا آنچه تواند كردن از ظلم به حسب طاقت و قدرت خود بكند،و گفتند:«فجور»سر در معاصى نهادن باشد و [٣]پى هواى نفس رفتن.و اصل«فجور»در لغت ميل باشد.
آنگه خداى تعالى بيان كرد كه:قيامت كى خواهد بودن،به ظهور علامات،نه به تعيين وقت، گفت: فَإِذٰا بَرِقَ الْبَصَرُ ،چون چشمها متحيّر بماند.
ابو جعفر و نافع خواندند:«برق»،به فتح«را»،و ديگر قرّاء«برق»،به كسر«را».
و گفتند:هر دو لغت است،جز آنكه:برق إذا حار معروفتر است،و برق يبرق، من البرق [٤]و اللمعان.
قتاده و مقاتل گفتند:معنى آن است كه:در وقت مرگ او فريشتگان را ببيند،و درهاى آسمان گشاده،و جاى خود ببيند،امّا در دوزخ و امّا در بهشت [١٩-پ]چشم او شاخص و متحيّر گردد،چنان كه بر هم نيايد.فرّاء گفت:
«برق»بكسر الرّاء اذا افزع [٥]،من قول بعض العرب:
فنفسك فانع و لا تنعني
و داو الكلوم و لا تبرق
أى لا تفزع.و به معنى دهش [٦]و حيرت آمده است،في قول الشّاعر:
[١] .آج:مىخواهند.
[٢] .آج:مىخواهند.
[٣] .كا،آد،گا:و بر.
[٤] .كا،گا:آد+و البريق.
[٥] .آج و ديگر نسخه بدلها:اذ افزع.
[٦] .آد:دهشت.