روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٩ - ترجمه
وَ إِذَا الْجِبٰالُ سُيِّرَتْ ،چون كوهها به رفتن درآرند به روى زمين بر زمين مىروند بهمانند گرد و در هوا بهمانند پشم زده.
وَ إِذَا الْعِشٰارُ عُطِّلَتْ ،و آنگه كه شتران آبستن دهماهه را فروگذارند [١]يكى را از آن عشراء گويند،و از ده ماه تا تمامى يك سال اين نام بر او باشد،و از اين نفيستر عرب را مالى نبود و عزيزتر بر ايشان،در اين وقت نه بر او نشينند و نه از او شير دوشند.
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ ،و آنگه كه وحوش را جمع كنند[٧٠-ر].عبد اللّه عبّاس گفت:حشرشان و مرگشان باشد،و حشر هر چيزى مرگ باشد مگر حشر جنّ و انس كه حشر ايشان بعث باشد.أبىّ كعب گفت:اختلطت،آميخته شوند.
قتاده گفت:جمع كنند ايشان را.
وَ إِذَا الْبِحٰارُ سُجِّرَتْ ،اهل بصره [٢]به تخفيف خواندند،و باقى قرّاء به تشديد.ابن زيد و سفيان گفتند:او قدت،به آتش بتابند تا آب او آتش شود.
عبد اللّه عبّاس گفت:خداى تعالى چون قيامت خواهد بودن،آفتاب و ماه و ستارگان را در دريا فگند،آنگه بادى از بادهاى دبور بفرستد تا بر او جهد و آن را آتش كند.
مجاهد و ضحّاك و مقاتل گفتند:سجّرت،أى فجّرت،در هم گشايند.
درياها را تا مختلط شوند،عذب با ملح آميخته شود،همه درياها يك دريا شود.
كلبى گفت:سجّرت،أى ملئت،مملو كنند آن را.ربيع خثيم گفت:زيادت گيرد تا زمينها بر بستاند.قتاده گفت:آبش به زمين فروشود تا يك قطره نماند به خلاف آنكه ديگر مفسّران گفتند.و گفتهاند:آبش حميم شود و تافته براى اهل دوزخ.
أبىّ كعب گفت شش آيت باشد از اعلام قيامت پيش از قيامت:يكى آنكه مردم
[١] .كا،آد،گا:شتران دهماهه آبستن بچگان را بيفگنند.
[٢] .اساس:كلمه زير وصّالى رفته است،آج و ديگر نسخه بدلها+و مكّه.