روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٨ - ترجمه
آن را كه خواهد از شما كه راست باشد.
و شما نخواهى [١]الّا آنكه خواهد خداوند جهانيان.
قوله: إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ ،حقتعالى در اين سورت طرفى از احوال و اهوال قيامت ياد كرد،گفت:ياد كن اى محمّد آن روز كه آفتاب را تكوير كنند.مفسّران خلاف كردند در معنى اين لفظ.علىّ بن ابى طلحه گفت از عبد اللّه[٦٩-پ] عبّاس [٢]:تاريك كنند.عطيّه گفت از او كه:ببرند.مجاهد گفت:نيست كنند.قتاده گفت:نورش ببرند.سعيد جبير گفت:لفظ معرّب است،يعنى كور بكنند او را.
ابو صالح گفت:نگونسار كنند،و روايت ديگر از او آن است كه:از فلك خودش بيندازند،من قول العرب:طعنه فكوره اذا القاه.ربيع خثيم گفت:اصل تكوير [٣]چيزى بر هم پيختن باشد،كتكوير العمامة،و پشته جامۀ گازر را كاره از اين جا گويند.گفتند [٤]معنى آن است كه:بر هم پيچند [٥]و نورش بستانند.
وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ ،و چون ستارگان بيفتند،من قولهم:انكدر الطائر إذا سقط عن عشّه،چون از آشيانۀ خود بيفتد.و انكدر إذا انقض على الصيد،قال العجّاج:
ابصر خربان فضاء فانكدر و انكدر القوم اذا انصبّوا على غير هم،قال ذو الرمة:
فانصاع جانبه الوحشى و انكدرت
يلحبن [٦]لا يأتلى المطلوب و الطلب
عبد اللّه عبّاس گفت:متغيّر شود من الكدرة و الكدارة.
[١] .آج:نخواهيد.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها+كه.
[٣] .اساس:كلمه در زير وصالى محو شده است،آج و ديگر نسخه بدلها+در كلام عرب.
[٤] .آج:و بعضى گفتند.
[٥] .اساس:به صورت«پيخند»هم خوانده مىشود.
[٦] .اساس:و الحر،آج:و الحس،كا:و الحبن،با توجّه به مآخذ شعرى تصحيح شد.