روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٩ - ترجمه
تسبيح شب دراز.
اينان دوست مىدارند سراى نزديك و رها كردهاند بازپس ايشان روزى گران.
ما آفريديم ايشان را و سخت بكرديم خلق ايشان و چون خواهيم بدل كنيم مانند ايشان بدل كردنى.
اين يادگارى [١]است هركه خواهد بگيرد به خداى خود راهى.
و نخواهى [٢]الّا آنكه خواهد خداى كه خداى دانا و محكم كار بوده است.
دارد آن [٣]را كه خواهد در رحمت خود و ستمكاران را بجارده است براى ايشان [٤]عذابى سخت [٢٩-ر].
قوله تعالى: هَلْ أَتىٰ عَلَى الْإِنْسٰانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ ،الآية،زجّاج گفت معنى آن است كه:أ لم يأت على الانسان،يعنى آدم-عليه السلام-«حين»،أى زمان من الدهر و قد كان شيئا ألا أنّه لم يكن مذكورا،گفت:نه روزگارى آمد بر آدم كه او در آن روزگار چيزى [٥]مذكور نبود،يعنى آن چهل سال كه از ميان مكّه و طائف فگنده بود گاه خاك و گاه گل و گاه حمأ و گاه صلصال.
و گفتند:چهل سال خاك بود،باران بر او آمد گل گشت.چهل سال گل مىبود به گشت روزگار رنگ بگردانيد«حمأ» [٦]گشت.چهل سال
[١] .آج:ياد كردن.
[٢] .آج:نخواهيد/نخواهى.
[٣] .آج:در برد آن.
[٤] .آج:بچارد ايشان را.
[٥] .آج:حينى.
[٦] .كا:خرّه.