روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٩ - ترجمه
حجّ مفرد است.و گفتند:شفع عباداتى است مكرّر چون نماز و روزه و زكات،و وتر عبادتى است كه يكبار باشد چون حج.
و قرّاء خلاف كردند در اين لفظ.حمزه و كسائى و خلف و أعمش و يحيى«وتر»خواندند به كسر«واو»و باقى قرّاء به فتح«واو»خواندند،و هر دو لغت[است،و فتح لغت] [١]اهل حجاز است،و كسر لغت باقى عرب،و اين عامتر است و معروفتر.
وَ اللَّيْلِ إِذٰا يَسْرِ ،و به حقّ شب چون رود.قتاده گفت:إذا جاء و اقبل، چون روى نهد.مجاهد و كلبي گفتند:شب مزدلفه است،و قرّاء در اين لفظ خلاف كردند.مدنيان و ابو عمرو«يسرى»خواندند به«يا»در حال وصل،و اين قرائت قتيبه و نصير است از كسائى،و ابو عبيد [٢]گفت:[كسائى] [٣]در اوّل در حال وصل بى«يا»خواندى و در حال وقف با«يا»،آنگه از آن رجوع كرد و در هر دو حال بى«يا»خواند براى آنكه سر آيت است،و اين قرائت ابن عامر است و عاصم و اختيار ابو عبيد [٤]اتّباعا للمصحف.و ابن كثير و يعقوب فى حالتى الوصل و الوقف بى«يا»خواندند.و خليل احمد علّت حذف«يا»اتّفاق سر آيت گفت،و اهل معانى گفتند:مراد آن است[١١٥-پ]كه به حقّ شب كه در او روند،من باب قولهم:ليل قائم و نهار صائم.فرّاء گفت:عرب«يا»بسيار بيفگنند و اكتفا كنند به كسره،چنان كه مهتد و المتعال،قال الشّاعر:
كفّاك كف ما تليق درهما
جودا و اخرى تعط بالسيف دما
اراد تعطي فاكتفى بالكسرة عن الياء،و قال آخر:
ليس تخفى يسارتي قدر يوم [٥]
و لقد تخف شيمتى اعسارى
[٣] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] [٢] .آج:ابو عبيده.
[٥] .اساس و همۀ نسخه بدلها:قومى،چاپ شعرانى(٧٦/١٢):يوما،با توجّه به منابع شعرى تصحيح شد.