روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥١ - ترجمه
هست در آن سوگندى خداوند عقل را؟ نبينى [١]كه چگونه كرد خداى تو به عاد! مدينۀ خداوند ستون.
آنكه نيافريدند؟مانند آن در شهرها.
و ثمود آنان كه برند [٢]سنگ به وادى.
و فرعون خداوند ميخها.
آنان كه از اندازه برفتند در شهرها.
به بسيار كردند در او فساد.
بريخت بر ايشان خداى تو تازيانۀ عذاب.
خداى تو بر راه ايشان است.
امّا آدمى چون بيازمايد او را خدايش،گرامى كند او را و نعمت دهد گويد:خداى من گرامى كرد مرا.
و امّا چون بيازمايدش و تنگ كند بر او روزىاش،گويد:خداى من خوار بكرد مرا.
پرگست،بل اكرام نمىكنى [٣]شما يتيم را.
و حثّه نمىكنى [٤]بر طعام درويش.
و مىخورى [٥]ميراث خوردنى بجمله.
و دوست مىدارى [٦]خواسته دوستى جمله.
پرگست!چون بكوبند زمين را كوفتنى كوفتنى.
[١] .آج:اى نديدى.
[٢] .آج:ببريدند.
[٣] .نمىكنى/نمىكنيد،آج:نه چنين است گرامى مىكنند.
[٤] .نمىكنى/نمىكنيد.
[٥] .مىخورى/مىخوريد.
[٦] .مىدارى/مىداريد.