روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٠ - ترجمه
أ لم تر انّ اللّه أظهر دينه
و صبّ على الكفّار سوط عذاب
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصٰادِ
،جواب قسم است.عبد اللّه عبّاس گفت:بحيث يرى و يسمع،يعنى مىبيند و مىشنود افعال و اقوال شما.مقاتل گفت:يعنى بر رصد ايشان است بر صراط،و آن فريشتگانىاند خداى را بر كنارۀ دوزخ با كلاّبها و معاليق و محاجن.ضحّاك گفت:به مرصد است ظالمان را[١٢١-ر].حسن و عكرمه گفتند:راصد است اعمال بنى آدم را.مقاتل گفت:يعنى گذر خلقان بر من است.عطا گفت:يعنى كس از او فوت نشود.يمان گفت:از او محيص نيست.
و مرصاد و مرصد،جاى رصد باشد كه باج به آن بايستد براى آن تا باج كاروان ستاند [١].و جمع،«مرصد»،مراصد بود و جمع«مرصاد»مراصيد بود.
مقسم روايت كرد از عبد اللّه عبّاس كه او گفت:بر جسر دوزخ هفت جاى است كه مردم را بدارند و بپرسند.در اوّلش بپرسند از شهادت«أن لا اله إلاّ اللّه»، اگر از عهدۀ آن بيرون آيد رها كنند تا به دوم رود و الّا ازآنجا در دوزخش اندازند.
چون به دوم رسد،از نمازش بپرسند،اگر از عهده بيرون آيد،و الّا همان معامله كنند با او.و چون به سهام رسد،از زكاتش بپرسند،اگر از عهده بيرون آيد به چهارمش گذارند آن جاش از روزه بپرسند،اگر جواب دهد به پنجم گذارند.او را،آن جاش از حج بپرسند.چون جواب دهد از آن جاش به ششم گذارند.آن جاش از عمره بپرسند.چون به هفتم رسد،آن جاش از مظالم بپرسند،اگر از عهده بيرون آيد و الّا مطالبت كنند او را به آن،و آن اعواض او بگيرند و به خصمان دهند و او را به بهشت برند.و قول درست آن است كه:اين كنايت است ازآنكه حكم و امر خداى تعالى خلقان را به مرصد است بر وجهى كه ايشان را از آن محيص نيست، چنان كه مرد رهرو [٢]را در مضيق راه از باجبان [٣]محيص نباشد،و ره جز آن نبود.
[١] .كا:كه باج آن جايگه ستانند.
[٢] .آج:راه.
[٣] .كا:باج وان/با جوان.